
شهید سیّد مرتضی آوینی
۱۳۹۷-۰۴-۲۱
شهید محمّد ابراهیم همت
۱۳۹۷-۰۴-۲۱
شهید سیّد مرتضی آوینی
۱۳۹۷-۰۴-۲۱
شهید محمّد ابراهیم همت
۱۳۹۷-۰۴-۲۱شهید حسین خرّازی
شهید حسین خرّازی
محل تولّد : اصفهان
محل شهادت : شلمچه
تاریخ تولّد : ۱۳۳۶/۶/۱
تاریخ شهادت : ۱۳۶۵/۱۲/۸
نوع شهادت : انفجار خمپاره
محل دفن : گلزار شهدای اصفهان
تعداد فرزند : ۱
زندگینامه
روز جمعه ماه محرم سال 1336 در یكی از محلههای مستضعف نشین اصفهان به نام «كوی كلم» خانواده با ایمان خرازی مفتخر به قدوم سربازی از عاشقان اباعبدالله (ع) گشت. هوش و ادب، زینت بخش دوران كودكی او بود و در همان ایام همراه پدر به نماز جماعت و مجالس دینی راه یافت و به تحصیل علوم در مدرسهای كه معلمان آنجا افرادی متعهد بودند، پرداخت. اكثر اوقات پس از تكالیف مدرسه به مسجد محله به نام مسجد «سید» رفته با صدای پرطنینش اذان و تكبیر میگفت. حسین در دوران فراگیری دانش كلاسیك لحظهای از آموزش مسایل دینی غافل نبوده و در آغاز دوران نوجوانی گرایش زیادی به مطالعه خبرها و كتب اسلامی و انقلابی داشت و به تدریج با امور سیاسی نیز آشنا شد. در سال 1355 پس از اخذ دیپلم طبیعی برای طی دوران سربازی به مشهد اعزام گشت. او ضمن گذراندن دوران خدمت، فعالانه به تحصیل علوم قرآنی در مجامع مذهبی مبادرت ورزید. در آن دوره او را برای عملیات سركوبگرانه ظفار به عمان فرستادند ولی او از این سفر به معصیت یاد كرد و حتی نمازش را تمام میخواند. از همان روزهای اول انقلاب در كمیته دفاع شهری مسئولیت پذیرفت و برای مبارزه با ضد انقلاب داخلی و جنگهای كردستان قامت به لباس پاسداری آراست و لحظهای آرام نگرفت. یك سال صادقانه در این مناطق خدمت كرد و مأموریتهای محوله او را راهی گنبد نمود. با شروع جنگ تحمیلی به تقاضای خودش راهی خطه جنوب شد و در اولین خط دفاعی مقابل عراقیها در منطقه دارخوین مدت نه ماه، با تجهیزات جنگی و امكانات تداركاتی بسیار كم استقامت كرد و دلاورانی قدرتمند تربیت نمود. در سال 1360 پس از آزادسازی بستان تیپ امام حسین (ع) را رسمیت داد كه بعدها با درخشش او و نیروهایش در رشادتها و جانفشانیها، به لشگر امام حسین (ع) ارتقا یافت. حسین شخصاً به شناسایی میرفت و تدبیر فرماندهیاش مبنی بر اصل غافلگیری و محاصره بود حتی در عملیات والفجر 3 و 4 خود او شب تا صبح در عملیات خاكریزش شركت داشت و در تمامی عملیاتها پیشقدم بود. حسین قرآن را با صدای بسیار خوب تلاوت میكرد و با مفاهیم آن مأنوس بود. او علاوه بر داشتن تدبیر نظامی، شجاعت كمنظیری داشت. معتقد به نظم و ترتیب در امور و رعایت انضباط نظامی بود و در آموزش نظامی و تربیت نیروهای كارآمد اهتمام میورزید. حساسیت فوقالعاده و دقت زیادی در مصرف بیتالمال و اجرای دستورات الهی داشت. از سال 1358 تا لحظه آخر حضورش در صحنه مبارزه تنها ایام مرخصی كاملش هنگام زیارت خانه خدا بود. (شهریور ماه سال 1365) در سایر موارد هر سال یكبار به مرخصی میآمد و پس از دیدار با خانواده شهدا و معلولین، با یاران باوفایش در گلستان شهدا به خلوت مینشست و در اسرع وقت به جبهه باز میگشت. در طول مدت حضورش در جبهه 30 تركش میهمان پیكر او شد و در عملیات خیبر دست راستش را به خدا هدیه كرد. اما او با آنكه یك دست نداشت برای تامین و تداركات رزمندگان در خط مقدم تلاش فراوان مینمود. در عملیات كربلای 5 زمانی كه در اوج آتش توپخانه دشمن، رساندن غذا به رزمندگان با مشكل مواجه شد حاج حسین خود پیگیر این امر گردید و انفجار خمپارهای این سردار بزرگ را در روز جمعه 8/12/1365 به سربازان شهید لشگر امام حسین (ع) پیوند داد و روح عاشورایی او به ندبه شهادت، زائر كربلا گشت و بنا به سفارش خودش در قطعه شهدا و در میان یاران بسیجیاش میهمان خاك شد.
خاطرات
يك روز قرار بود تعدادي از نيروهاي لشگر امام حسين (ع) با قايق به آن سوي اروند بروند. حاج حسين به قصد بازديد از وضع نيروهاي آن سوي آب، تنهايي و به طور ناشناس در ميان يكي از قايقها نشست و منتظر ديگران بود. چند نفر بسيجي جوان كه او را نميشناختند سوار شده، به او گفتند: «برادر خدا خيرت بدهد ممكن است خواهش كنيم ما را زودتر به آن طرف آب برساني كه خيلي كار داريم.» حاج حسين بدون اينكه چيزي بگويد پشت سكان نشست، موتور را حركت داد. كمي جلوتر بدون اينكه صورتش را برگرداند سر صحبت را باز كرد...
وصیت نامه
بسمالله الرحمن الرحیم من عبدالعاصی حسین خرازی اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا عبده و رسوله و اشهد ان علیا و اولاده المعصومین حجج الله. گواهی میدهم که ائمه معصومین گفتارشان بر ما حجت و امتثال امر و اطاعتشان واجب، محبتشان به حکم حق لازم و پیروی آنها موجب نجات و مخالفتشان موجب عذاب و آنها امامان و شفعیان روز جزا هستند. انا الله و انا الیه راجعون. این جانب خود را لایق وصیت نمیدانم ولی بنابراین که وصیت بعد از رفتن هرکس راهنمای راه او و بیانگر هدف اوست من هم بر حکم وظیفه چند کلمه مینویسم. شخصی هستم معتقد به انقلاب اسلامی ایران و رهبری و ولایت حضرت امام خمینی روحی لهالفداه، در عصر غیبت امام زمان (عج). از مردم میخواهم که پشتیبان ولایت فقیه باشند. راه شهدای ما راه حق است، اول میخواهم که آنها مرا بخشیده و شفاعت مرا در روز جزا کنند و از خدا میخواهم که ادامه دهنده راه آنها باشیم. آنهایی که با بودنشان و زندگیشان به ما درس ایثار دادند. با جهادشان درس مقاومت و با رفتنشان درس عشق به ما میآموختند. از خانواده شهدا، اسرا، مفقودین میخواهم که صبر پیشه کنند چرا که دنیا فانی است و ما معتقد به معاد هستیم و انشاءالله انتقام این مظلومین را با مظلوم کربلا یکجا خواهیم گرفت. از خانواده معلولین و مجروحین میخواهم که با این عزیزان که برای اسلام رفتند و چنین شدند با صبر و حوصله و خوش اخلاقی برخورد کنند چرا که این عزیزان بهخاطر بیماری و اینکه اکنون دستشان از انجام وظایفشان کوتاه شد احتیاج به مراقبت و محبت بیشتری دارند. انشاءالله خداوند به شما اجر و صبر عنایت فرماید. دیگر اینکه فرزندان شهدا را فراموش نکنید؛ آنها پدرانشان را بهخاطر اسلام از دست دادهاند. در اسلام در مورد یتیمان سفارش زیادی شده است بهخصوص یتیمی که فرزند شهید باشد. ناگفته نماند که درست است که در مقابل هرکدام از اینها به شما اجری داده میشود ولی فراموش نکنیم که اینها همه بهعنوان یک وظیفه است برای ما که مسلمانیم. از تمام اقشار ملت، اعم از کسبه، اطبا، مهندسین، علما و سپاهیان بهعنوان یک فرد از اجتماع که حق بر گردنش هست، تشکر میکنم و عرض میدارم که هرکدام از شما ممکن است در کار خود کمبودهایی حس کنید و مشکلاتی برای شما باشد. کاری نکنید که خدا نیاورد آن روزی را که شما در مقابل شهدا و خانواده محترمشان جوابی نداشته باشید که بدهید. دیگر از مسئولین محترم و مردم حزبالله میخواهم که در مقابل آن افرادی که نتوانستند از طریق عقیده مردم را از انقلاب دور و منحرف کنند و الان در کشور دست به مبارزه دیگری از طریق اشاعه فساد و فحشاء و بیحجابی و… زدند در مقابل اینها ایستادگی کنند و با جدیت هرچه تمامتر جلو این فسادها را بگیرید. توصیهام به مردم حزبالله و شهیدپرور اصفهان، شهری که در جبهههای نبرد با دشمن و اقتصاد و دیگر امور خیر و صالح پیشقدم و حضور فعال و چشمگیر داشته است میخواهم که همچنان انقلابی و دوستداشتنی بمانند ؛ و اما پدر و مادر عزیزم، امیدوارم که مرا حلال کنید و مرا ببخشید چرا که شما با زحمت زیاد ما را بزرگ کردید. با رنج زیاد وسایل راحتی و تحصیل ما را فراهم کردید. شما کسی هستید که در عظمت شما در قرآن خداوند فرمودند «و بالوالدین احسانا» یعنی به پدر و مادرتان نیکی کنید و یا آمده «و لا تقولو لهما اف…» به آنها اف نگویید، با آنها روی ترش نکید. حال اگر من در انجام وظایفم در مورد شما کوتاهی کردم، شما ببخشید چرا که من فرزند شما و شما بزرگترید و مادرم شما برای من خیلی زحمت کشیدید. در حديث داريم كه «الجنة تحت اقدام الامهات» بهشت زير پاي مادران است. به خصوص شما مادري كه درتمام احوال و اوقات مراقب اعمال و رفتار ما بوديد…. مادر! حسينت را حلال كن و از تمام دوستان و آشنايان و اقوام براي من حلاليت بطلب. اللهم اجعلنا من التوابين، اللهم جعلنا من الشاكرين، اللهم اجعلنا من المتقين، اللهم اجعلنا من المؤمنين ، اللهم اجعلنا من الشهداء و احشر نامع الحسين و اصحاب الحسين، الحمدالله رب العالمين، اللهم عجل في فرج مولانا صاحب الزمان. حسين خرازي ۱۳۶۴/۱۱/۱۷ بسمه تعالي [….] در ضمن اين حقير سر تا پا تقصير نماز و روزه (۱۴۰ روز) صد و چهل روز بدهكارم. مقدار قابل توجهي مثلا ده يا ۱۵هزار تومان پول رد مظالم بدهيد. احيانا در مقابل كم كاريها و يا استفاده بي جا از وسايل بيتالمال سپاه لازم است. از همگي التماس دعا دارم. متن كامل دومين وصيت نامه حاج حسين خرازي كه ۵۰ روز پيش از شهادتش تحرير شده است: الهم اني اسئلك ان تملاء قلبي حبا لك و خشية منك و تصديقا بكتابك و ايمانا بك و خوفا منك و شوقا اليك يا ذالجلال و الاكرام حبب الي لقائك و احبب لقائي و اجعل لي في لقائك الراحة و الفرج و الكرامة. قبلا چند كلمهاي نوشته بودم، فكر كنم تكميلي چندكلمه ديگر بايد بنويسم. خدايا ! غلط كردم، استغفرالله، خدايا امان، امان از تاريكي و تنگي و فشار قبر و سوال منكر و نكير در روز محشر و قيامت. به فريادم برس. خدايا !من دلشكسته و مضطرّم. صاحب پيروزي و موفقيت تو را مي دانم و بس، و بر تو توكل دارم. خدايا ! تا زمان عمليات فاصله زيادي نيست. خدايا به قول امام خميني «تو فرمانده كل قوا هستي» ، خودت رزمندگانت را پيروز گردان و شر صدام و كفار را از سر مسلمين بكن. خدايا ! از مال دنيا چيزي جز بدهكاري و گناه ندارم. خدايا ! تو خود توبه مرا قبول كن و از فيض عظماي شهادت، نصيب بهره مندم ساز. از تو طلب مغفرت و عفو دارم. يا واسع المغفرة ، يا من سبقت رحمتة غضبه. از همسر خوب و ايثارگرم كمال تشكر و سپاسگذاري را دارم. انشاءالله كه مرا مي بخشي. الحمدالله اگر خداوند فرزندي لطف و كرم فرمود ، به سلامتي او را مهدي و زهرا اسم بگذار و از خوراك و طعام حلال و طيب به او بخوران و او را سرباز و طلبه امام زمان بار و تربيت كن كه اين خود هديهاي است به پيشگاه خداوند باري تعالي و كاهشي باشد از عذاب قبر و آخرت و قيامت. مي دانم در امر بيت المال امانتدار خوبي نبودم و زياده روي كرده باشم . خلاصه برايم رد مظالم و آمرزش بخواهيد. والسلام
اهداف و سلوک
شهید خرازی یك عارف بود. همیشه با وضو بود. نمازش توام با گریه و شور و حال بود و نماز شبش ترك نمیشد. او معتقد بود: هرچه میكشین و هرچه كه به سرمان میآید از نافرمانی خداست و همه، ریشه در عدم رعایت حلال و حرام خدا دارد. دقت فوقالعادهای در اجرای دستورات الهی داشت و این اعتقاد را بارها به زبان میآورد كه: سهلانگاری و سستی در اعمال عبادی تاثیر نامطلوبی در پیروزیها دارد. دائماً به فرماندهان ردههای تابعه سفارش میكرد كه در امور مذهبی برادران دقت كنند. همیشه لباس بسیجی بر تن داشت و در مقابل بسیجیها، خاكی و فروتن بود. صفا، صداقت، سادگی و بیپیرایگی از ویژگیهای او بود. شهید خرازی با قرآن و مفاهیم آن مانوس بود و قرآن را با صدای بسیار خوبی قرائت میكرد. روزهای عاشورا با پای برهنه به همراه برادران رزمنده خود در لشكر امام حسین(ع) در بیابانهای خوزستان به سینهزنی و عزاداری میپرداخت و مقید بود كه شخصاً در این روز زیارت عاشورا بخواند. او علاوه بر داشتن تدبیر نظامی، شجاعت كمنظیری داشت. با همه مشكلات و سختیها، در طول سالیان جنگ و جهاد از خود ضعفی نشان نداد.





