
شهید مرتضی عبداللهی
۱۴۰۲-۰۲-۲۲
شهید علی شاه آبادی
۱۴۰۲-۰۲-۲۲شهید مهدی خندان
شهید مهدی خندان
محل تولّد : لواسان کوچک
محل شهادت : پنجوین ، ازتفاعات کانیمانگا
تاریخ تولّد : 1340/04/03
تاریخ شهادت : 1362/09/28
نوع شهادت : گلوله های تیربار دشمن
محل دفن : گلزار شهدای روستای سبو بزرگ لواسان
تعداد فرزند : 0
زندگینامه
مهدی خندان فرمانده تیپ یکم عمار لشکر ۲۷ محمد رسول الله (ص)ملقب به شیر کوهستان در سال ۱۳۴۰ در روستای «اران»، از توابع «لواسان کوچک»، در روز عاشورای حسینی در خانوادهای زحمتکش اما مؤمن و مذهبی به دنیا آمد. پدر و مادر در تربیت و تمشیت او از هیچ کوششی دریغ نکردند. مهدی دوره ابتدایی را در زادگاه خود با نمرههای خوب به پایان رساند. او از ده سالگی در کارهای کشاورزی به پدرش کمک میکرد. مهدی از همان کودکی با احساسات پاک مذهبی رشد یافت و در مجالس مذهبی همراه پدر شرکت میکرد. او به مداحی اهلبیت عشق میورزید و در مراسم عزاداری به مداحی میپرداخت و بهعنوان ذاکر اهلبیت، در مراسم عزاداری محرم، با شوق و اشتیاق زیادی با بچههای روستا عزاداری میکرد. او دوره راهنمایی را در سال ۱۳۵۳ با موفقیت پشتسر گذاشت و پس از آن به هنرستان «دکتر احمد ناصری» تهران وارد شد. سرانجام در سال ۱۳۵۷ پس از تحمل مشکلات زیاد، با نمرههای خوب، مدرک دیپلم را در رشته مکانیک دریافت کرد چرا که او از نوجوانی، همزمان با تحصیل، مجبور به کار بود تا خرج تحصیل خود را درآورد. مهدی همزمان با شروع جنگ تحمیلی، به عنوان بسیجی، داوطلبانه به جبهههای جنگ میشتابد و مدت 6 ماه در جبهه غرب، در «سرپل ذهاب» به مقابله با دشمن بعثی میپردازد. پس از آن به عضویت سپاه پاسداران در آمده و مدت چهار ماه بهعنوان محافظ بیت امام خمینی(ره) به خدمت مشغول شد. خندان دوباره به جبهه باز میگردد و به جنگ مشغول شد اما هر از گاه که به مرخصی میرود، سری به بیت حضرت امام(ره) میزند و به زیارت ایشان میشتابد و پس از کسب روحیه، دوباره به جبهه باز میگردد. او در طول خدمتش در جبهه، بهخاطر رشادت و لیاقتش به مدارج بالایی در مدیریت جنگ نایل میآید. او از بسیجی عادی رزمنده، به فرماندهی گردان و پس از آن به جانشینی تیپ ارتقا مییابد. خندان در جبهه غرب و در کردستان، چنان رشادت و شهامتی از خود بروز داد که لقب «شیر کوهستان» را دریافت کرد؛ بهطوریکه ضد انقلاب در کردستان برای سرش جایزه تعیین کرد. خندان در خرداد سال ۱۳۶۱ همراه «حاج احمد متوسلیان» و دیگر رزمندگان به لبنان اعزام شد و حدود چهار ماه در آنجا به فعالیت ضد صهیونیستی پرداخت. خندان در جبهه بارها بر اثر تیر و ترکش زخمی میشود. یکبار به شدت از چند ناحیه زخم بر میدارد، بهطوریکه خانوادهاش امید سلامتی را از دست میدهند اما خندان هنوز از این زخمهای سخت سلامت کامل نیافته، به جبهه باز میگردد. وقتی نیروهای تیپ او را با آن وضع در جبهه میبینند، روحیهشان دو چندان میشود. او در منطقه کردستان، علاوهبر مبارزات نظامی، به فعالیتهای عمرانی نیز میپردازد. شهید مهدی خندان، ۲۸ آذر ۱۳۶۲ برابر با اربعین حسینی، با لبی خندان و چهرهای گشاده ، در مرحله سوم عملیات «والفجر ۴»، در ارتفاعات «کانیمانگا»، هنگام عبور از میدان مین و سیم خاردار توسط گلوله تیر بار دشمن به فیض شهادت نایل آمد. چه مبارک تولدی و چه فرخنده شهادتی که از عاشورای حسینی تا اربعین حسینی، عشق و ایثار معنا مییابد و او در میان عشق و ایمان زاده شد و به شهادت رسید. چند خاطره از این شهید را مرور میکنیم:
خاطرات
به روایت از: حاج آقا پروازی خدا ، شهید مهدی خندان را رحمت کند. مرحله دوم عملیات والفجر چهار به عهده نیروهای تهران بود. ستون بچه ها برای عملیات حرکت کرد که شهید خندان سر ستون بود. وقتی به کمین دشمن رسیدیم ، همه عزا گرفته بودندکه چطور باید از این کمین رد شوند. فاصله ما تا نیروهای دشمن شش کیلومتر بود. «خدا یا چه کنیم؟» تنها جمله ای بود که از دهان همه شنیده می شد. شهید خندان با یک اطمینان خاصی که فقط از دل او می توانست بلند شود، گفت: «مگر آیه وجعلنا یادتان رفته، همه بخوانید. قول می دهم کسی شمارا نبیند.» بعد از این درخواست سه کیلومتر ستون ما از زیر لوله دوشکا رد شد و کسانی که پشت دوشکا نشسته بودند ما را ندیدند. افراد این ستون از 1 شب تا چهار صبح این راه را طی کردند، بدون اینکه کوچکترین اتفاقی رخ دهد. همه اینها حاکی از اعتقاداتی است که در جنگ ما نیروهایمان به همراه داشتند.»
وصیت نامه
بسم الله الرحمن الرحيم «اشهدا ان لا اله الا الله. اشهد ان محمداً رسول الله (ص) و اشهدا ان علياً ولي الله» با شهادت به عصمت و ولايت يازده فرزند والامقام او عليهم السلام و عصمت صديقه کبري سلام الله عليها، وصيتم را من دون الاکراه و الاجبار بشرح زير بيان مي دارم. مهدي خندان فرزند امامقلي بشماره شناسنامه 151 صادره از لواسان کوچک متولد 1340. با سلام به پيشگاه حضرت حجت روحي و ارواحنا له الفدا و با درود به نايب بر حقش حضرت امام خميني اين چشمه بيدار هميشه امت حزب الله و مروج اسلام عزيز و اين ثمره خون شهدا و با درود به روان پاک شهدا و با آرزوي صبر و مقاومت براي خانواده هاي شهدا . آرزوی زیارت کسی را بعد از امام زمان (عج) و ائمه معصومین (ع) ندارم، مگر امام عزیزم را که جانم فدایش باد. واما شما پدر و مادر عزیزم، شما خواهران و برادران و شما اقوام نزدیک و آشنایان، شما که وصیتنامه مرا میخوانید، بدانید که خمینی حجت و دست هدایت خداست، پس وای بر ما اگر اطاعتش نکنیم.... مرا حلال کنید و از آزارهایم درگذرید که از روی جهل شما را بسیار آزار دادم... در ساختن خود و محل خودتان کوشا باشید، هرقدر که میتوانید قرآن و دعا زیاد بخوانید و از نمازتان مراقبت نمائید.... شما باید شمع باشید بسوزید و دیگران از روشنی شما استفاده کنند و به قول امام عزیز نگوئید انقلاب برای ما چه کرده، شما برای انقلاب چه کردهاید. بار پرودرگارا مرا ببخش از اینکه غفلت داشتم و نتوانستم، برای انقلاب اسلامی کاری انجام بدهم. و تو همسرم صبور و شاکر و راضی باش به رضای خدا و از یاد خدا غافل مباش از نمازت بسیار مراقبت کن و راه هدایت پیش گیر... در امر تزکیه نفس نهایت سعی را کن که جز این کار عبث است و بهترین کار توکل به سوی خداست و وسیله این کار ائمه معصومین هستند، پس توسل بر آنان جو که بهترینند..... بسیار دوست میدارم که زینبگونه زندگی کنی و الگوی خودت را زهرا (س) و زینب قرار بده و من آرزوی خوشی دنیا و آخرت را برای تو و خانوادهات را دارم.......
اهداف و سلوک
.............................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................









