
شهید دکتر محمّد قریب
۱۴۰۲-۰۲-۲۸شهید امید عباسی
۱۴۰۲-۰۳-۰۱شهید حسن امید زاده
شهیدحسن امیدزاده
محل تولّد : شفت
محل شهادت : فومن
تاریخ تولّد : 1333
تاریخ شهادت : 1391/04/28
نوع شهادت : جراحات ناشی از سوختگی
محل دفن : گلزار شهدای شفت
تعداد فرزند : 0
زندگینامه
شهید حسن امید زاده معلم فداکار و ایثار گر دانشآموزان سوم دبستانی، این آقا معلم فداکار را به خوبی میشناسند چرا که ماجرای نجات دادن دانشآموزان یک دبستان از آتش جزو درس فداکاران کتاب سوم ابتدایی است. ساعت 11 شنبه 18 بهمن سال 76 بخاری نفتی کلاس دانشآموزان دوم دبستان بجارسر شهرستان شفت از توابع استان گیلان آتش گرفت؛ آقای امیدزاده معلم دانشآموزان کلاس پنجمی زودتر از بقیه معلمان متوجه این آتشسوزی شد و خود را به کلاس دوم دبستانی رساند. بخاری کلاس درست جلوی در، آتش گرفته بود و امکان خروج دانشآموزان وجود نداشت و 30 دانشآموز دوم دبستانی در حالی که به شدت ترسیده بودند فقط فریاد میزدند و کمک میخواستند. کم کم معلمان دیگر نیز متوجه این حادثه شدند و به کمک آقای امیدزاده شتافتند اما پس از نجات 30 دانشآموز متوجه شدند، سر، صورت و دستهای آقا معلم به شدت سوخته است. * ساعت 11 روز شنبه 18 بهمن سال 1376 اسدالله زادفلاح که خود را دانشآموز سالهای قبل آقای امیدزاده معرفی میکند و البته در زمان حادثه نیز مدیر مدرسه بوده است و اکنون هم مدیر یک هنرستان است، میگوید: الان بچههای کلاس همه ازدواج کردند و کار و زندگی دارند. وی به ماجرای حادثه آتشسوزی کلاس درس اشاره میکند و میافزاید: آقای امیدزاده 30نفر دانشآموز را از کلاس بیرون آورد اما خودش میان شعلههای آتش گیر کرد و نتوانست بیرون برود. زادفلاح که در روز آتشسوزی کلاس درس 2 کیلومتر بالاتر از مدرسه حادثهدیده، مدیر مدرسه دیگری بوده است، ادامه میدهد: شدت آتش زیاد بود و هنگامی که امدادگران و مردم رسیدند تا نردههای پنجره کلاس را بشکنند و آقای امیدزاده را نجات دهند، گوش، سر، بینی و بدن آقای امیدزاده به شدت دچار سوختگی شده بود. وی میگوید: آقای امیدزاده به تهران منتقل شد و مدتها در بستر بیماری بود؛ او 15 سال با رنج و درد سوختگی زندگی کرد. زادفلاح با بیان اینکه آقای امیدزاده دیگر نتوانست به مدرسه بازگردد، میافزاید: انگشتهای دست راستش قطع شده بود و امکان اینکه بتواند دوباره در کلاس درس حضور یابد خیلی سخت بود و در نهایت نیز 28 تیر ماه سال 91، حالش بد شد و همین که به بیمارستان منتقل شد برای همیشه با زندگی وداع کرد. به گزارش فارس، آقای امیدزاده بعد از حادثه سوختگی نتوانست به رسالت خود در مدرسه جامعه عمل بپوشاند اما رئیس انجمن روستا و شورای محل بود و در دیدارهایی که مسئولان برای فداکاریاش با او داشتند، مشکلات روستا را مطرح کرده و به حل مسائل و مشکلات مردم میپرداخت. امیدزاده انسان خیّری نیز بود؛ زمین مسجد روستا توسط او اهدا شده بود و خود نیز تا آخرین روزهای ساخت مسجد در کنار مردم و کارگران حضور داشت.
خاطرات
..............................
وصیت نامه
.............................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................
اهداف و سلوک
.............................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................









