
شهید محمّد مهدی فریدونی
۱۴۰۲-۰۳-۱۶شهید ابالفضل کلهر
۱۴۰۲-۰۳-۱۶شهید افشین ذورقی
شهید افشین ذورقی
محل تولّد : گرگان
محل شهادت : سوریه
تاریخ تولّد : 1361
تاریخ شهادت : 1395/01/29
نوع شهادت : انفجار تله انفجاری
محل دفن : گلزار شهدای گرگان
تعداد فرزند : 3
زندگینامه
شهید مدافع حرم «افشین ذورقی بحری» در سال 1361 در روستای سیاهتلو گرگان در خانوادهای مذهبی و پر جمعیت متولد شد. سه خواهر و سه برادر بودند که ایشان سه سال بیشتر نداشت که پدر خانواده به رحمت خدا میرود. سرنوشت طوری رقم میخورد که خانواده از وجود پدر محروم شود تا از این پس بانویی زحمتکش برای شش فرزندش هم پدر باشد و هم مادر. مادری به تمام معنا زحمتکش و فداکار که پس از فوت همسرش با کارگری و مشقت و با حمایت فرزند بزرگتر، فرزندانش را بزرگ کرد. شهید ذورقی در رشته فناوری اطلاعات (IT) تحصیل کرد. با اینکه مدام در حال مأموریت بود و در کلاس حضور نداشت اما شاگرد ممتاز دانشگاه بود. علاوهبر تحصیل در رشته خود در رشتههای مختلف از رشتههای رزمی تا ماشینآلات کشاورزی همه را فرا گرفت و گواهینامه داشت. به وقت اهمیت زیادی میداد و از ثانیه ثانیه عمرش استفاده مفید میکرد، به مطالعه کتاب اهتمام ویژهای داشت. حتی در همه مأموریتها کتاب به همراه داشت. وی که در از گروه مهندسی 45 جواد الائمه سپاه نینوا گلستان در حال خدمت بود، در 23 اسفند ماه سال 1394 همزمان با سالروز شهادت حضرت فاطمه(س) برای دفاع از حریم اهل بیت (علیهمالسلام) به صورت داوطلبانه به سوریه اعزام شد و پس از حضور 36 روزه در 29 فروردین ماه سال 1395 به درجه رفیع شهادت نائل آمد و طبق وصیتی که داشت در امامزادهعبدالله (ع) گرگان نزدیک مزار دوست و همرزم شهیدش «سید احسان حاجیحتملو» آرام گرفت.
خاطرات
«محمد میر» از همرزمان شهید که دقایقی قبل از شهادت ایشان در کنارش بود،خصوصیات شهید را اینگونه برایمان می گوید: ایشان فردی شجاع و دلیری بود و از منطقه عملیاتی و نیروهای تکفیری ترسی نداشتند. و بدون هیچ واهمه ای ماموریت خود را انجام می دادند . در این ماموریت آخر که برای شناسایی مسیری که قرار بود عملیات مهندسی در آن انجام شود اعزام شدیم، چون آن مسیر در تیررس نیروهای داعش بود، مجبور بودیم شب این کار را انجام دهیم .***با پای پیاده در مسیر شروع به حرکت کردیم، ناگهان صدای سرو صدای نیروهای تکفیری به گوش رسید که متوجه ما شده بودند و شروع به تیراندازی کردند و چون حاج افشین در جلوی ما در حال حرکت بودند چند تیر در جلوی پاهایشان اصابت کرد و ایشان به دلیل اصابت تیر مجروح شد و اما بازهم بدون هیچ ترس و ذکر گویان به مسیر خود ادامه داد و به منطقه ای که قرار بود عملیات آنجا صورت گیرد رسیدیم وشناسایی عملیات مهندسی خود را به نحو احسنت به اتمام رساندیم***در منطقه ای که از شهری که تحت تصرف نیروهای داعش بود، حاج افشین و تعدادی از نیروهای سوری در آنجا مستقر بودیم که قرار بود در هنگام شب عملیات برای آزادسازی شهر شروع شود، هنگام نماز مغرب شد که ناگهان صدای اذان از خانه ها وساختمانهایی که داعش تحت تصرف خود داشت بلند شد . همه تعجب کرده بودیم، در همین حین نیروهای سوری که با ما بودند شبهه ای در دلشان افتاد و با خود زمزمه می کردند که چرا اذان می گویند و می خواهند نماز بخوانند، انها مسلمان هستند و ما چرا باید با مسلمانان وارد جنگ شویم و من متوجه این موضوع شدم و این موضوع را با حاج افشین در میان گذاشتم که داعش این نیرنگ را چیده است تا نیروهای ما گمراه کند. نیروهای سوری تحت تاثیر این موضوع قرار گرفته اند، در همین حین حاج افشین با تدبیر و بصیرتی که داشتند با صحبت کردن و با بازگو کردن مسئله ای که از زمان امام علی (ع) پیش امده بود و قرآنها را سر نیزه گذاشته بودند آنها را متوجه حیله و نیرنگ عناصر تکفیری داعش کردند و شبهه ای که در دل نیروهای سوری افتاده بود با درایتی که حاج افشین داشت برداشته شد و نیروها با قدرت مضاعف آن عملیات را به خوبی انجام دادند. آقای میر شهادت حاج افشین ذورقی بحری را اینگونه برایمان تعریف می کند: در ساعت 6 بعدازظهر 28 فروردین 1395 به ما دستور دادند برای احداث خاکریز با ماشین آلات مهندسی وارد منطقه شویم. به محض تاریک شدن هوا ما شروع به خاکریز زدن کردیم و دور تا دور روستایی که از چنگ تروریستهای تکفیری آزاد شده بودند را خاکریز زدیم. این کار تا ساعت 2 صبح ادامه داشتو سپری که قرار بود در نهایت آن را انجام دهیم مانده بود که روستا را به جاده اصلی وصل میکرد، ما قرار بود آن را مسدود کنیم ؛ ناگهان حاج افشین به بنده گفت که محمد بگذار من این مسیر را جلوتر از شما با ماشین بروم و شما پشت سر من راه بیفتید. با اصرار ایشان شروع به حرکت کردیم و ایشان زودتر از ما راه افتادند و من هم پشت سر ایشان شروع به حرکت کردم . نزدیک ورودی روستا که رسیدیم ناگهان ماشین حاج افشین که ملقب به «ابومحسن» بود بر اثر رفتن به روی تله انفجاری که تروریستهای تکفیری زیز خاک جای گذاری کرده بودند دچار انفجار و آتش گرفتن کردو به دلیل انفجار بسیار عظیم که به علت زیادبودن ماده منفجره ای که عناصر داعش کار گذاشته بودند حاج افشین و یک نیروی سوریه ای که با ایشان بود به بیرون از ماشین پرتاب شدند و به علت موج شدید انفجار به درجه عظیم شهادت نائل شدند. آرزوی شهادت برای مدافعان در زندگی شان ساری و جاری است. بسیار شنیده و مطالعه کرده ام که در نجواهای شبانه شهدا ، شهادت را روزی خود می خواندند و از حضرت زهرا(س) و ائمه اطهار آن را طلب می کردند.
کُتُب ، فیلم و مستندات
.............................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................
وصیت نامه
در وصیتنامه شهید ذورقی آمده بود پس از شهادتش برایش گریه نکنیم، بالای سرش روضه و در قبرش زیارت عاشورا خوانده شود و در امامزاده عبدالله (ع) گرگان و نزدیکترین مکان به مزار شهید «سید احسان حاجیحتملو» به خاک سپرده شود.
اهداف و سلوک
مسأله حجاب به عنوان یکی از مهمترین دغدغههای شهید ذورقی بود که عمل به سفارشات دین اسلام و حرکت در مسیر فکری حضرت فاطمه زهرا(س) و حضرت زینب(س) را از الزامات می دانست.









