
شهید حُجْر ٱبْن عَدِيّ
۱۴۰۲-۰۴-۱۰
شهید ابوثمامه صائدی
۱۴۰۲-۰۴-۱۰شهید مُسْلِم بن عَوْسَجَة اَسَدی
شهید مُسْلِم بن عَوْسَجَة اَسَدی
محل تولّد : .......
محل شهادت : کربلا
تاریخ تولّد : ........
تاریخ شهادت : ۱۰ محرم سال ۶۱ ه.ق
نوع شهادت : به دست یزیدیان به شهادت رسیدند
محل دفن : حرم مطهر ابا عبدلله الحسین (ع)
تعداد فرزند : ....
زندگینامه
مسلم بن عوسجه اسدی، صحابی پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) و امام علی و امام حسن (علیهماالسلام) و از یاران امام حسین (علیهالسلام) و از شهدای کربلا است.مسلم بن عوسجه جنگجویی شجاع، قاری قرآن، عالم و مردی پرهیزکار، با وفا، ایثارگر و شریف بود.
خاطرات
مسلم بن عوسجه پس از ورود مسلم بن عقیل به کوفه، به یاریاش شتافت و از مردم برای حمایت از امام حسین (علیهالسلام) بیعت گرفت او همچنین، کار خرید سلاح، دریافت کمکهای مردمی و فرماندهی جنگجویان طایفه مذحج و بنی اسد را بر عهده داشت. نقل شده که عبیدالله به منظور زیر نظر گرفتن فعّالیتهای مسلم بن عقیل و یارانش، غلام خود، معقل را فرا خواند و مبلغ سه هزار درهم به او داد و گفت: به میان مردم برو و خود را به فرزند عقیل نزدیک ساز و اخبار آنها را به من برسان. معقل به مسجد جامع کوفه رفت، اهل کوفه، مسلم بن عوسجه را به وی معرّفی کردند و گفتند: او از هواداران مسلم بن عقیل است، معقل نزد فرزند عوسجه رفت و گفت: من مردی شامی و دوستدار اهل بیت پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) هستم و میخواهم با فرزند عقیل بیعت کنم. پس از ساعتی گفت و گو، مسلم از او خواست تا موضوع را کتمان کند و تا فرا رسیدن وعده دیدار صبوری ورزد. پس از گذشت چند روز و با مشورت مسلم بن عقیل، معقل به خانه هانی بن عروه راه یافت و به دیدار فرزند عقیل نائل آمد...مسلم بن عوسجه پس از پراکنده شدن کوفیان و شهادت مسلم بن عقیل و هانی بن عروه، خود را از دید سربازان عبیدالله مخفی ساخت و شبانه همراه خانواده خود از کوفه خارج گردید و در شب هفتم یا هشتم محرّم به سپاه امام حسین (علیهالسلام) پیوست.او در شب عاشورا در پاسخ امام حسین (علیهالسلام) که از یاران خود خواسته بود تا برای رفتن یا ماندن تصمیم بگیرند گفت: ترا رها کنیم تا خدا بداند که در کار ادای حق تو نکوشیدهایم؟ نه به خدا باید نیزهام را در سینههاشان بشکنم و با شمشیرم چندان که دسته آن به دستم باشد ضربتشان بزنم از تو جدا نمیشوم اگر سلاح برای جنگشان نداشته باشم به دفاع از تو چندان سنگشان میزنم که با تو بمیرم تا خدا بداند که ما در نبرد رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) از تو حمایت و حفاظت کردیم، به خدا قسم اگر هفتاد مرتبه مرا بکشند، بسوزانند، ریز ریز کنند و دوباره زنده شوم هرگز از تو دست بر نمیدارم و جانم را فدای تو خواهم کرد، چگونه در راه تو کشته نشوم در حالی که این تنها برای یکبار است و عزّتی جاودانه دارد؟پس از آن که به دستور امام (علیهالسلام) اطراف خیمهها را آتش زدند، گروهی از سواره نظام سپاه ابن سعد به سمت خیمهها آمدند، یکی از آنها فریاد زد: ای حسین (علیهالسلام) پیش از فرا رسیدن رستاخیز، سوی آتش شتاب کردی، امام فرمود: کیست این مرد؟ به گمانم شمر بن ذی الجوشن باشد. یاران گفتند: آری. مسلم بن عوسجه گفت: ای فرزند رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله)، فدایت شوم، من میتوانم با تیر او را هدف قرار دهم، تیر من خطا نمیرود و این تبهکار از ستمکاران است، حضرت فرمود: نه من دوست ندارم شروع کننده جنگ باشم.وقتی دو لشکر به هم درآمدند، عدهای از سپاه ابن سعد که عمرو بن حجاج سرکردگی آنان را بر عهده داشت، از سمت رودخانه فرات به لشکر امام (علیهالسلام) حمله کردند و با میسره سپاه به فرماندهی زهیر بن قین درگیر شدند. در این میان مسلم بن عوسجه سرسختانه به نبرد با دشمن پرداخت .مسلم در هنگام نبرد این چنین رجز خواند: إنْ تَسْألوا عَنّی فّإنّی ذُو لُبَدْ • و انّ بیتی فی ذری بنی اسد فَمَنْ بَغانی حائِدٌ عَنِ الرَّشَدْ • و کافِرٌ بِدینِ جَبّارٍ صَمَدْ هر گاه شخصیت مرا بخواهید شیری هستم از فرزندان دستهای از بزرگان بنی اسد کسی که بر ما ستم کند گمراه و به دین خدای بینیاز کافر گشته است. ***شهادت مسلم*** عمرو بن حجاج، از جانب فرات به یاران امام حسین (علیهالسّلام) حمله کرد و دو گروه، ساعتی باهم جنگیدند. وی حدود پنجاه تن از جنگجویان ابن سعد را به خاک افکند و همچنان با شمشیر خود به قلب سپاه دشمن میزد. در این حملهٔ دسته جمعی بود که مُسلم بن عوسجه اسدی به شهادت رسید. در اینجا طبری و بلاذری آوردهاند: «...سپس مُسلم بن عوسجه اسدی بر زمین افتاد و کشته شد و او اولین نفر از یاران حسین بود که کشته شد». مسلم بن عوسجه اولین شهید از یاران امام حسین (علیهالسّلام) در روز عاشور است؛ هنگامی که عمرو بن حجاج و لشکریانش عقب نشستند و غبارها فرو نشست، دیدند که مسلم بن عوسجه بر زمین افتاده است. امام حسین (علیهالسّلام) تنها بر بالینش حاضر شد و مُسلم هنوز رمقی در بدن داشت. امام حسین (علیهالسّلام) فرمود: «ای مُسلم بن عوسجه، پروردگارت تو را رحمت کند»؛ و آنگاه این آیه را تلاوت فرمود: «فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلو تبدیلا: برخی از آنان (در راه خدا) کشته شدند و برخی دیگر انتظار میکشند». ***گفتگوی حبیب و مسلم*** حبیب بن مظاهر نیز نزد مسلم آمد و گفت: تحمّل شهادت تو برایم سخت است، تو را به بهشت بشارت میدهم. مسلم با صدای ضعیف پاسخ داد: خداوند تو را به خیر و نیکی بشارت دهد. حبیب گفت: تقدیر چنین است که من بزودی به تو بپیوندم، اگر اینگونه نبود، برای پیوند دینی و خانوادگی که میان ماست، دوست داشتم خواستههای تو را بشنوم و بدان جامه عمل بپوشانم. مسلم با دست خود به امام حسین (علیهالسلام) اشاره کرد و گفت: من تو را وصیت میکنم که تا پای جان از او حمایت کنی، حبیب گفت: به خدای کعبه قسم که آن حضرت را یاری خواهم کرد. مسلم بن عوسجه به دست عبدالرحمن بن ابی خشکاره بجلی، مسلم بن عبدالله ضبابی و عبدالله ضبابی به شهادت رسید. *** زیارتنامه مسلم *** در زیارت ناحیه مقدسه از او چنین یاد شده است: «السلامُ علی مُسْلِم بْنِ عَوْسَجةِ الاسَدی .... وَ کنْتَ اوّلُ مَنْ شَرَی نَفْسَه و اوَّلُ شهیدٍ شَهِدَالله ... فقال: یرْحَمْک الله یا مُسْلِمَ بنِ عَوسَجِه و قَرَأَ «فَمِنْهُمْ مَن قَضَی نَحْبَه وَ مِنْهُم مَنْ ینْتَظِر وَ مَا بَدَّلُوا تبدیلا» لَعَنَ الله المُشترکینَ فی قَتْلِک.» نفرین خدا بر کسانی که در کشتن تو مشارکت کردند.» سلام بر تو ای مسلم فرزند عوسجه اسدی ... تو نخستین فداکار و شهید راه خدا بودی ... سپس فرمود: «از مؤمنان کسانی هستند که پیمان خود را به آخر بردند و در راه او کشته شدند و بعضی دیگر در انتظارند و هرگز تغییر و تبدیل در عهد و پیمان خود ندارند.»
کُتُب ، فیلم و مستندات
.............................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................
وصیت نامه
.............................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................
اهداف و سلوک
.............................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................









