
شهید وهب بن عبدالله کلبی
۱۴۰۲-۰۴-۱۰
شهید محمّد حسن کسائی
۱۴۰۲-۰۴-۱۰شهید علی کسائی
شهید علی کسائی
محل تولّد : فسا
محل شهادت : عراق
تاریخ تولّد : 1334/09/14
تاریخ شهادت : 1366/05/21
نوع شهادت : خمپاره
محل دفن : گلزار شهدای شیراز
تعداد فرزند : 4
زندگینامه
در روز عیدغدیر سال 1344 در شیراز ودر جوار بارگاه ملکوتی حضرت سیدعلا الدین حسین .ع. تولد کودکی جشن گرفته شد که از دودمان آفتاب و از سلاسه ی سرخ شقایق بود. به یمن میلادش در روز عید امامت و ولایت امیرالمومنین علی .ع. نام نوزاد را علی گذاشتند. 🌴برای مراسم پیوند ازدواجمان به محضر امام در جماران شرفیاب شدیم. حضور در جوار امام امت شوری وصف ناپذیر در دلم ایجاد کرده بود. از هیجان این پیوند در حضور ایشان سینهام گنجایش قلب تپندهام را نداشت. بوسهای بر دستان ملکوتی امام زدیم. امام لب باز کرد و خطبه عقد ما را جاری کرد. بعد بهعنوان هدیه عقد، این جمله را به ما هدیه کرد: «عزیزانم گذشت داشته باشید، با هم بسازید انشاءالله که مبارک باشد.» 🌸 علی قبل از اینکه به نزد امام برویم به من گفته بود: «ما فقط در دنیا زن و شوهر نخواهیم بود بلکه در بهشت نیز با هم هستیم، بعد هم این آیه را برایم تلاوت کرد: «هم و ازواجهم فی ضلال علی الارائک متکئون...» 🌼 عروسی را به خاطر خانواده شهدا ظهر گرفتیم. گفتم ناهار بخور. گفت روزهام! گفتم روز عروسیت! گفت نذر داشتم، اگر روز عروسیم عید غدیر بود روزه بگیرم! گفت الآن دعات مستجابه, دعا میکنم, امین بگو! دست هامو بردم بالا. گفت خدایا همانطور که عید غدیر به دنیا آمدم، عید غدیر ازدواج کردم، شهادتم را عید غدیر بذار! گفتم امین.*** پس از اتمام تحصیلات دبیرستان به دانشگاه فردوسی مشهد راه یافت. بدنبال تحصیل در جوار حضرت ثامن الحجج .ع. ، حکمت نورانی هشتمین اختر آسمان ولایت مستقیما بر جانش تابیدن گرفت.در مشهد ضمن آشنایی با شخصیت هایی چون آقا میرزا جواد تهرانی، حجه الاسلام واعظ طبسی، شهید هاشمی نژاد، آیت الله خامنه ای، آقای فلسفی وآقای انصاریان از محضر آنان کسب فیض نمود و ضمن فراگیری علوم روز با ورود به حزه علمیه مشهد زبان عربی را نیز به خوبی آموخت و به ویژه تحقیق و تفحص در گنجینه ی اسرار مولی الموحدین (نهج البلاغه) را آغاز کرد. هر فرازی از نهج البلاغه را که مرور می کرد پرده ای از حقایق این اقیانوس بیکران به رویش گشوده می گشت. به این ترتیب او استاد نهج البلاغه و مروج علی گونه شدن در جمع دوستان خود شد.با اتمام تحصیل در سال 1356 به خدمت سربازی رفت. سرباز علی کسایی اعلامیه ونوارهای امام خمینی (ره) را با زیرکی به پادگان آورد و سربازان را با نهضت امام خمینی (ره) آشنا کرد، وبسیاری از نظامیان پادگان محل خدمتش درس نهج البلاغه و پند آزادی را نزد او فرا گرفتند. با پیروزی انقلاب باوجود اتمام خدمت سربازی بر اساس توصیه ایی از شهیدمحراب حضرت آیت الله دستغیب در ارتش ماند. وفضائل مولایش علی (ع)را در کلاس های در به مشتاقان آموخت.
خاطرات
متولد عید غدر در روز عید غدیرودر محضر مبارک حضرت امام خمینی .ره. پیمان زناشویی را با شریک زندگی اش بست.حضور حاج علی کسایی به عنوان یک افسر مکتبی خاری در چشم منافقان بود و آنان کینه خود را در شهریور 1360 با گلوله هایی سرخ و آتشین بر پیکرش نشاندند. و از ناحیه طحال و روده و شکم به سختی آسیب دید ولی به لطف خداوند مکر شوم دغل بازان کارگر نیفتاد و معلم و مفسر نهج البلاغه پس از مدتی دوباره سلامتی خود را بازیافت و به محل کارش در عقیدتی سیاسی ارتش بازگشت. با شروع دفاع مقدس عزم دیار مجاهدان و میدان نبردکرد تا در عمل نیز مروج فضائل امام علی. علیه السلام. باشد و وعده داده بود که عید غدیر لباس فاخر شهادت بر تن بپوشد.پس از چندین نوبت حضور در جبهه ها و شرکت در عملیات های عمده جهاد فی سبیل الله را به اجام رسانید.و سرانجام پس از سالها مشتاقی و مهجوری، شب نظر به وجه الله فرا رسید و او با بالی زخمی و خسته از تمنایی دائم و طبق وعده ای که کرده بود درروز عید غدیر به هفت آسمان عروج کرد. و 21/5/1366 یادآور روز عروج و پرواز او در بیکران آسمان است. از این شهید عزیز دو غنچه زهرایی و دو غنچه علویی به یادگار ماندکه به یقین اکنون سروهای تناوری گشته اند که میراث دار شایسته مجد و عظمت پدر می باشند.***به گفته ی همکارش «سرگرد جانباز رحمان میرزائیان» حاج علی هم مسول عقیدتی سیاسی پادگان و هم استاد آموزش های سیاسی و مذهبی بود. در کردار و اندیشه های اینن انسان با فضیلت دنیایی از عشق و معرفت به خداوند وجود داشت. او انسانی متعبد ومتعهد هم برای حضرت حق هم برای نظام اسلامی بود. وی یکی از شاگردان نمونه و موفق آیت الله دستغیب بود. و در تفهیم و بیان مطالب ومقاصدش بسیار کار آمد بود.***«علی اینقدر به زبان عربی مسلطه که راحت آزمون کارپردازان حج رو قبول شد. میتونست تا ده سال بدون هیچ خرجی بره مکه و حقوق هم بگیره، اما فقط همون سال اول رفت که حج واجبش بود. سال بعد مافوقش، حاج آقا فاطمی، با رفتنش مخالفت کرد و گفت حضورش تو ارتش بیشتر لازمه. علی هم دیگه انصراف داد. حاج آقا فاطمی وقتی فهمید خیلی تعجب کرد چطور تونسته از همچین موقعیت لذت بخشی بگذره.
کُتُب ، فیلم و مستندات
«آخـرین فرصت» روایت زندگی سراسر عشق و ایمان خانم قافلانکوهی و شهید علی کسایی با روایت خواب عجیب دختر دوم خانواده قافلانکوهی به نام رفعت در شیراز آغاز میشود و با برگزاری مراسم خاستگاری این شهید و ازدواج این دو خواندنیتر میشود
وصیت نامه
قسمتی از مناجات نامه شهید: خدایا محبت های فراوانی در حق من روا داشته ای که شمارش همه آنها از عهده این قلم و این بیان خارج است فقط به تعدادی از آنها اشاره می کنم: 1- خدایا یتیم و بی سرپرست بودم سرپرستیم کردی 2- مسیر تحصیلاتم را درجهت اسلام سوق دادی (آموزش عربی در دانشگاه مشهد) 3- حدود چهارسال در جوار مقدس امام رضا .علیه السلام. سکونت به من دادی 4- خدایا زمینه خدمت در ارتش اسلام و در میان سربازان امام زمان .عج. را برایم فراهم نمودی 5- بعد از جریان ترور، ترکش و تصادف سلامتی کامل را به من بازگرداندی.....
اهداف و سلوک
«صمیمیت و سادهزیستی»، «احترام به والدین»، «عشق به همسر و فرزند»، «صبر و ایثار»، «توجه به بیتالمال و حقالناس»، «عفت و حیا» و «فداکاری و شهادت» را زیبا و هنرمندانه به تصویر کشیده است.









