
شهید علی صیاد شیرازی
۱۴۰۱-۰۹-۲۶
شهید محمّد حسینی بهشتی
۱۴۰۱-۱۰-۰۴شهید مرتضی مطهری
شهید مرتضی مطهری
محل تولّد : فریمان
محل شهادت : تهران
تاریخ تولّد : 1298/11/13
تاریخ شهادت : 1358/02/11
نوع شهادت : ترور
محل دفن : مسجد بالاسر، حرم فاطمه معصومه(س)
تعداد فرزند :7
زندگینامه
مرتضی مطهری در ۱۳ بهمن ۱۲۹۸ خورشیدی در قریه فریمان واقع در ۷۵ کیلومتری مشهد دیده به جهان گشود. پدرش حاج شیخ محمد حسین از شاگردان آخوند خراسانی، سالها در نجف اشرف به تحصیل علوم اسلامی پرداخت و پس از مدتها سیر و سفر در عراق، عربستان و مصر به زادگاه خویش بازگشت و تا پایان عمر در آنجا ماند. مادرش بانو سکینه دختر آخوند ملاجعفر روحانی بود.مطهری پس از گذراندن تحصیلات اولیه در مکتبخانه شیخ علیقلی و نزد پدرش به فراگیری دروس ابتدایی پرداخت و از ۱۵ سالگی به مشهد رفت. ۲ سال در مدرسه ابدالخان مقدمات علوم اسلامی را فراگرفت و در پی تخریب منزل پدری در فریمان به وسیله عوامل رضاخانی مجبور به ترک مشهد و بازگشت به فریمان و قلندرآباد شد و با مطالعه کتابهای پدرش روزگار را سپری کرد و در ۱۳۱۵ خورشیدی یعنی چند ماه پس از ارتحال آیتالله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی مؤسس حوزه علمیه قم، برای تکمیل تحصیلات خود به حوزه علمیه قم رفت. در قم بود که به مدت ۱۲ سال از محضر امام خمینی(ره) فلسفه ملاصدرا، عرفان، اخلاق و اصول را آموخت. مطهری همچنین در قم از محضر آیت الله بروجردی، علامه سیدمحمدحسین طباطبایی صاحب تفسیر المیزان، آیتالله میرزاعلی آقای شیرازی، آیتالله العظمی حجت کوه کمرهای و آیتالله محمد محقق داماد کسب فیض کرد و همزمان با تحصیل در ایام مختلف سفرهای تبلیغی به استانهای مختلف مانند اراک، همدان، اصفهان و... داشت.آیتالله مطهری در ۱۳۳۱ خورشیدی به فریمان رفت و پس از مشورت با والدینش با دختر آیتالله روحانی که از علمای وارسته خراسان بود، ازدواج کرد و سپس به اتفاق همسر خود به قم بازگشت و در خانهای اجارهای و با فروش کتاب و شهریه خیلی ناچیزی که میگرفت، زندگی جدیدی را آغاز کرد تا اینکه پس از تکمیل تحصیلات خود به تهران رفت و در امتحانات نخستین دوره مدرسی علوم معقول و منقول شرکت کرد. وی ابتدا در مدرسه سپهسالار و سپس در مدرسه مروی به تدریس شرح منظومه، شرح اشارات و شفا پرداخت و حدود ۲۰ سال در این مدرسه به تربیت طلاب و محققین علوم و فرهنگ اسلامی توفیق یافت. پس از آن آیت الله مطهری از ۱۳۳۳ خورشیدی تدریس در دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران را آغاز و با نشریه مکتب تشیع همکاری کرد. از همین زمان بود که در قالب ایراد سخنرانی و نگارش کتاب به همکاری گسترده با مجامع اسلامی و کانونهای مذهبی پرداخت و پس از تشکیل انجمن پزشکان در سالهای۱۳۳۷ و ۱۳۳۸ خورشیدی به عنوان سخنران اصلی جلسه های این انجمن انتخاب شد. آیتالله مطهری در ساعت یک بعد از نیمه شب روز چهارشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ به دنبال یک سخنرانی مهیج علیه شخص شاه به وسیله پلیس دستگیر شده و به زندان موقت شهربانی منتقل میشود و به همراه تعدادی از روحانیون تهران زندانی میگردد. پس از ۴۳ روز به دنبال مهاجرت علمای شهرستانها به تهران و فشار مردم، به همراه سایر روحانیون از زندان آزاد میشود. پس از تشکیل هیئتهای موتلفه اسلامی، استاد مطهری از سوی امامخمینی همراه چند تن دیگر از شخصیتهای روحانی عهدهدار رهبری این هیئتها میگردد. در این زمان وی به تألیف کتاب در موضوعات مورد نیاز جامعه و ایراد سخنرانی در دانشگاهها، مسجد هدایت، مسجد جامع نارمک و غیره ادامه میدهد. به طور کلی مطهری که به یک نهضت اسلامی معتقد بود، برای اسلامی کردن محتوای نهضت تلاشهای ایدئولوژیک بسیاری انجام داد از جمله اقدام به تأسیس حسینیه ارشاد کرد. در سال ۱۳۴۸ به خاطر صدور اعلامیه ای با امضای ایشان و علامه طباطبایی و آِیتالله حاج سید ابوالفضل مجتهد زنجانی مبنی بر جمع اعانه برای کمک به آوارگان فلسطینی و اعلام آن طی یک سخنرانی در حسینیه ارشاد دستگیر شد و مدت کوتاهی در زندان تک سلولی به سربرد. از سال ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۱ برنامههای تبلیغی مسجدالجواد را زیر نظر داشت و غالباً خود سخنران اصلی بود تا اینکه آن مسجد و به دنبال آن حسینیه ارشاد تعطیل گردید و بار دیگر استاد مطهری دستگیر و مدتی در بازداشت قرارگرفت. در حدود سال ۱۳۵۳ ممنوع المنبر شد و این ممنوعیت تا پیروزی انقلاباسلامی ادامه داشت.مطهری در سال ۱۳۵۵ به دنبال درگیری با یک استاد کمونیست دانشکده الهیات زودتر از موعد مقرر بازنشسته میشود. همچنین در این سالها وی با همکاری تنی چند از شخصیتهای روحانی، جامعه روحانیت مبارز تهران را بنیان می گذارد. در سال ۱۳۵۵ به نجف اشرف سفر و ضمن دیدار با امام خمینی درباره مسائل مهم نهضت و حوزههای علمیه با ایشان مشورت کرد. پس از شهادت آیتالله سیدمصطفی خمینی و آغاز دوره جدید نهضت اسلامی، استاد مطهری به طور تمام وقت در خدمت نهضت قرارمیگیرد و در تمام مراحل آن نقشی اساسی ایفا می نماید. در دوران اقامت حضرت امام در پاریس، سفری به آن دیار کرد و در مورد مسائل مهم انقلاب با ایشان گفتگو میکند و در همین سفر امامخمینی ایشان را مسؤول تشکیل شورای انقلاب اسلامی مینماید. شهید مرتضی مطهری شامگاه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۵۸ش، زمانی که از شرکت در جلسهای در منزل یدالله سحابی بازمیگشت، به دست محمدعلی بصیری، از اعضای گروه فرقان ترور شده و به شهادت رسید.[۴۵] پیکر مطهری در صبح پنجشنبه ۱۳ اردیبهشت و پس از تشییع در تهران به قم منتقل شده و در مسجد بالا سر حرم حضرت معصومه (س) دفن شد
خاطرات
آقای جوادی آملی، درباره امتحان مرحوم شهید مطهری در دانشگاه تهران میفرمايد: «وقتی ایشان از قم به تهران آمدند، در اوّلین دوره امتحانات مدرّسی معقول و منقول شرکت کردند. پس از آن، وقتی ایشان از تهران به قم آمدند،.... [برای ما] تعریف کردند که در جلسه امتحان، ممتحنین [برخی] مسایل فلسفی را از من پرسیدند و بعد هیأت ممتحنه به اتفاق گفتند که چه کنیم نمرهای بالاتر از بیست نیست و اگر نمرهای بالاتر از بیست بود، به شما میدادیم. استاد مطهری به اعتراف هیأت ممتحنه، در رشته معقول و فلسفه شاگرد اوّل شدند و نمره بیست گرفتند». ********************
وصیت نامه
با درود و سلام به یگانه منجی عالم بشریت مهدی موعود (عج) و با درود به تمامی شهداء که با خون خود پرده های جهل و تاریکی را از برابر دیدگان ما بندگان گمراه کنار زدند و افق روشن هستی جهت را به شما نشان دادند و همچنن با سلام بر این امت عزیز و شهید پرور که تمام هستی خود را در جهت اسلام و قرآن فدا کرده است و چنان پایدار و ایستاده است که امام عزیزمان می گوید: « این ملت الهی شده است» و اما در مورد وضعیت کنونی انقلاب و کشورمان اگر بخواهیم صحبت کنیم زیاد صحبت است. من فقط به این نکته اشاره می کنم و آن اینکه در شرایط کنونی خدای عزیز می خواهد تمام بندگان را امتجان کند در استقامت و پایداری در راه اسلام و قرآن و اگر امت ما در این امتحان سربلند بیرون بیاید قدر مسلم حضرت عظمی نظر لطف به ما خواهد کرد. به امید روزی که پیروزی را از درون خود اتخاذ کنیم تا خدا پیروزی بیرونی را نصیب ما کند مسئله دیگری که لازم است بگوییم اینکه این نهضت دارای جهت مستضعفی است و الگوی ما نیز زندگی حسین (ع) است و تابلوی عاشورا و کربلا در مقابل ما هست و چشم از آن بر نمی داریم و ای جوانان نکند در رختخواب ذلت بمیرید که حسین فاطمه درمیدان نبرد با کفر به شهادت رسید ای جوانان مبادا در حال غفلت بمیرید که امیرمومنان (ع) در حال نماز و در محراب به شهادت رسید و مبادا در حال بی تفاوتی بمیریدکه علی اکبر حسین (ع) در میدان رزم و یا هدف به شهادت رسید. برادران حسین که همه هسنی دنیائی خود را به همراه خود به صحرای کربلا آورد و همچنین جان خود را در راه خدا داد و این حادثه همچون شمع در تاریخ بشریت روشن است و باعث الهام بخشیدن به تمام پاک باختگان راه خدا می باشد و این هم چنان عشق در دلهای عاشق به حق می اندازد که همه چیز این دنیا را انسان به فراموشی می سپرد و چنان شوری در سر انسان پیدا می شود که حاضر است این سر پر شور را به همه چیز اگر چه تانک باشد بکوبد تا به لقاء ا… بپیوندد و یا پیروزی اسلام را به چشم ببیند و ای پدران و مادران در حال بی تفاوتی از رفتن فرزندانتان به جبهه ما جلوگیری نکنید که حسین (ع) علی اکبرش را خود تجهیز کرد و به میدان رزم فرستاد و این رفتار و کردار حسین (ع) باید سرمشق و الگوی ما باشد. و در تاریخ داریم که مادر وهب فرزندش را خود تجهیز کرد وب ه جبهه فرستاد و وقتی که جسد او را آوردند گفت که من سری را که در راه خدا داده ام پس نمی گیرمبرادران دها و استغفار را از یاد نبرید که بهترین درمان برای تسکین دردهاست و همیشه به یاد خدا باشید و در راه او قدم بر دارید و نگذارید هرگز دشمنان بین شما اختلاف و تفرقه بیندازند و شما را از همدیگر و از روحانیت جدا کند که اگر چنین شود روز بدبختی ما مسلمانان است
اهداف و سلوک
استاد، خود همواره با وضو در کلاس حضور مییافت و حضورش آن چنان روحانیتی به مجلس میبخشید که مستمع با تمام وجود، معنویت و قداست آن را در مییافت و به نسبت آمادگیاش در جذبه های الهی آن مستغرق میگردید. قرآنی بودن یکی از دوستان شهید مطهری رحمه الله میگوید: شهید مطهری قبل از هر چیز شاگرد قرآن کریم بود... روح او روح قرآن بود. متعبد بودن ایشان بسیار متعبد بود که نظر قرآن و روایات را اصل بداند... هیچ وقت حاضر نمیشد در نوشته، درس و یا سخنرانی خود، کوچکترین تجاوزی از احکام شرعی؛ یعنی همان احکام که فلسفه آنها روشن نیست داشته باشد. ما را نبود نظر به خوبی و بدی مقصود رضای او و خشنودی اوست تقوا داشتن از یکی از شاگردان استاد مطهری رحمه الله سؤال کردند: فکر میکنید استاد بر اثر چه کارهایی به این حد از وارستگی و اخلاق رسیدند که نمونه شدند؟ شاگرد در پاسخ گفت: تقوا، تقوا و تحقیق براساس انجام وظیفه. احترام به استاد ایشان در ضمن درس به استادان خودشان بسیار احترام میگذاشتند. به نام علامه طباطبایی رحمه الله که می رسیدند، از ایشان با «روحی له الفدأ»(5) یاد میکردند. فروتنی یکی از شاگردان استاد مطهری رحمه الله میگوید: ما به منزل ایشان که میرفتیم مثل اینکه با ما رفیق بود. البته گاهی لطف میکردند و به منزل ما میآمدند، ولی اصلاً این مسائل مطرح نبود. یعنی ایشان خود بزرگ بینی نداشت و این اخلاق انسانی خیلی تأثیر داشت و از خصایص فوق العاده ایشان محسوب میشد و یکی دیگر از شاگردان ایشان میگوید: ایشان برخوردشان بسیار متین و توأم با مهربانی بود. اصولاً استاد مطهری فردی بودند که از هر حیث مؤدب به ادب علمی بودند و برای فضای درس و بحث، همچنین شاگردانشان احترام خاصی قائل میشدند. توجه به شاگرد یکی از شاگردان استاد مطهری رحمه الله میگوید: ایشان گاهی لطف میکردند به تنهایی و گاهی همراه با خانوادهشان به منزل ما تشریف میآوردند . و یکی دیگر از شاگردان ایشان میگوید: ایشان برخوردشان بسیار متین و توأم با مهربانی بود. اصولاً استاد مطهری فردی بودند که از هر حیث مؤدب به ادب علمی بودند و برای فضای درس و بحث، همچنین شاگردانشان احترام خاصی قائل میشدند. چشم بگشا و ببین جمله کلام الله را آیه آیه همگی معنی قرآن ادب است استاد مطهری رحمه الله هرگز نسبت به شاگردش نظر تحقیرآمیز نداشت. یعنی حرف شاگرد را می شنید و به این وسیله به شاگردش اجازه عقده گشایی می داد. یکی از دوستان استاد مطهری رحمه الله می گوید: برخورد ایشان با شاگردانشان مانند برخورد دو رفیق بود. خیلی با محبت بودند و با حرارت و شور برخورد می کردند. در خرمن کائنات کردیم نگاه یک دانه محبت است و باقی همه کاه رابطه معنوی با شاگردان یکی از شاگردان استاد مطهری رحمه الله میگوید: سلوک ایشان به نحوی بود که در دل شاگردانشان نسبت به ایشان محبت ایجاد می شد. ما در همان وقت که در درس ایشان حاضر میشدیم، در درسهای استادان دیگر دانشگاه هم شرکت میکردیم و به خوبی محسوس بود رابطهای که شاگردان استاد مطهری رحمه الله با ایشان دارند با رابطه های که دانشجویان دانشگاه با استادان خود دارند، متفاوت است. چه این رابطه رسمی و اداری نبود، بلکه توأم با عشق و شوق بود. درس معلم ار بود زمزمه محبتی جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را شکوفاسازی استعداد شاگرد ایشان اگر استعدادی از شاگردانشان می دیدند، خوشحال می شدند، به او کمک می کردند که استعداد وی پرورش پیدا بکند، مثل یک پرنده که بال زدن را یاد جوجههای خود میدهد. ایشان شاگردان خوش استعداد خودشان را تشویق و تشجیع می کردند و مثل برزگری که بذر افشانی میکند برای آینده، ایشان در ذهن شاگردان خودشان بذر افشانی می کردند و با صرف وقت برای آینده سرمایه گذاری میکردند. تشویق کردن استاد، شاگرد خوش قریحه را مورد تشویق قرار میداد و به انحأ مختلف او را به کار اضافی و انجام تحقیقات و مطالعات بیشتر توصیه می کرد. رابطه صمیمی با شاگرد مرحوم مطهری با شاگردانشان به اندازهای مهربان بودند که حتی اجازه می دادند آنها مسائل خصوصی و شخصیشان را با ایشان مطرح کنند. در انتخاب راه و مسیر آینده با ایشان مشورت کنند، حتی ایشان به اندازهای نزدیک میشدند که در مجالسی مانند عروسی شاگردانشان ـ در صورت دعوت ـ شرکت میکردند خوشرو بودن ایشان بسیار خوشرو بودند، با شاگردان روابط پدرانه داشتند و در واقع وقتی ارتباط شاگردی با ایشان ادامه پیدا میکرد، به نوعی دوستی مبدّل می شد به دست آوردن دنیا هنر نیست یکی راگر توانی دل به دست آر بی پیرایگی عشق و صفای ایشان، بی پیرایگی و بی تکلّفی ایشان، برای همه شاگردان ایشان درس بود. سادگی یکی از شاگردان استاد مطهری می گوید: به یاد دارم که در درس فلسفه (متن شفای بوعلی) که در آغاز در مدرسه مروی برگزار می گردید، گاه در یک حجره و گاه در حجره دیگر، هر جا که ممکن بود تدریس می کردند و یک بار که صاحبان این حجرهها غایب بودند و حجرهای برای تدریس باز نبود، ایشان به سادگی و بدون از دست دادن فرصت در ایوان کوچکی جلوی یکی از حجرههای بسته به روی زمین نشستند و برای حاضرین درس را بیان داشتند و علاوه بر درس فلسفه، درس اخلاق نیز آموختند. مراد بودن از نظر اخلاقی ایشان در حدی بود که حکم مراد را برای شاگردان خود داشت. الگو بودن کلاسهای درس مرحوم مطهری صرفا محل تعلیم و آموزش نبود، بلکه همراه آن و در برخی موارد بیش از آن، مکانی بود برای تزکیه و پالایش... رابطه مرحوم مطهری با شاگردان کلاس خود رابطه ساده معلم و متعلم نبود. استاد مرشدی بود که به ارشاد جمع مینشست و مرادی که مریدان به گرد شمع وجودش حلقه میزدند و از پرتو او بهرهها میگرفتند. بخل نورزیدن یکی از شاگردان استاد مطهری رحمهالله میگوید: استاد یادداشتها و نوشتههای خودشان را به شاگردان میدادند که در تحقیق از آنها استفاده بکنند. به یاد دارم که وقتی خدمتشان میگفتم که در مسائل مربوط به انسان علاقه به مطالعه دارم و طرحی را از این مبحث که در ذهن داشتم خدمتشان عرض کردم، ایشان مجموعهای از رسالههای خطی چاپ نشده علامه طباطبایی را که در اختیار داشتند، به بنده دادند تا استفاده کنم مبارزه با انحرافات یکی از شاگردان استاد مطهری رحمهالله میگوید: یک روز استاد فرمودند: من با اینها (گروه فرقان) مقابله میکنم، ممکن است مرا بکشند، اما من حرف خودم را میزنم؛ چون میدانم که اینها برای دین خطرناکند. اصلاح اشتباهات یکی از شاگردان استاد مطهری می گوید: مرحوم استاد مطهری از آنجایی که خداوند هوش فوق العادهای به ایشان عطا کرده بود و از جنبه علمی بسیار قوی بودند، کمتر میشد در هنگام درس اشتباه کنند، اما اگر اتفاق می افتاد که در نکتهای اشتباه کنند و فیالمثل یکی از شاگردان اشتباه را یادآور میشد میپذیرفتند. هیچ گاه سراغ ندارم که ایشان پافشاری در اشتباه خود کنند و مطلب را به زور تحمیل نمایند. اصولاً ایشان در مقابل حق خاضع بودند و آنچه را حق مییافتند میپذیرفتند به نزد من آن کس نکوخواه توست که گوید فلان خار در راه توست هر آن کس که عیبش نگویند پیش هنر داند از جاهلی، عیب خویش آزادگی یکی از دوستان شهید مطهری می گوید: آنچه در تمام برخوردهای با شهید مطهری کاملاً محسوس بود، حریّت و آزادی شهید مطهری بود، او دارای دلی بود آزاد و دارای مغزی بود آزاد و قهرا دارای زبان و قلمی آزاد بود کلاسهای درس مرحوم مطهری صرفا محل تعلیم و آموزش نبود، بلکه همراه آن و در برخی موارد بیش از آن، مکانی بود برای تزکیه و پالایش... رابطه مرحوم مطهری با شاگردان کلاس خود رابطه ساده معلم و متعلم نبود. استاد مرشدی بود که به ارشاد جمع مینشست و مرادی که مریدان به گرد شمع وجودش حلقه میزدند و از پرتو او بهرهها میگرفتند. داماد استاد مطهری رحمهالله نیز میگوید: در اظهار نظرهای ایشان پیرامون عقاید انحرافی و یا لغزشهای ایدئولوژیکِ گروههای سیاسی حرّیت و آزادگی دیده میشود. توجه نکردن به تعداد شاگردان ایشان هرگاه درسی را لازم می یافتند آن را می پذیرفتند، به کم و کیف افراد و چند و چون جلسه درس مقیّد نبودند و هر جا که میسر میشد درس را برقرار میکردند و به تدریس و توضیح کامل مطلب می پرداختند، هرچند افراد شرکت کننده اندک بودند. انصاف داشتن بارزترین خصیصه ایشان داشتن روحیه انصاف بود. این ویژگی سبب شده بود که اولاً استاد بر روی حرف مخالفین نظر خود ـ هرکه میخواهد باشد و در هر مقامی که باشد ـ کاملاً بیندیشد؛ یعنی هیچ گاه با روحیه استکباری و بزرگ منشانه با آرأ و عقاید حتی مخالفترین دشمنان خود نیز برخورد نمی کردند، همیشه هر سخن و گفتهای را تا حد امکان تجزیه و تحلیل میکردند و شقوق درست و قابل قبول آن را از احتمالات نادرست جدا کرده، به حساب هر یک جداگانه رسیدگی می کردند. یکی از شاگردان استاد مطهری رحمهالله میگوید: یک روز بعد از اینکه ایشان مطلبی را بیان فرمودند من اشکال کردم، هر قدر ایشان بیان کردند و توضیح دادند برایم قابل قبول نبود. سرانجام قدری بی ادبی و گستاخی کردم و گفتم: انصاف بدهید! ایشان فرمودند: من انصافم از شما بیشتر است. مشورت با شاگرد استاد با برخی از دوستان و شاگردان نزدیکش در باب آنچه فراهم آورده بود، مشورت میکردو نظریاتشان را جویا می شد میاسای زآموختن یک زمان زدانش میفکن دل اندر گمان رازداری مرحوم مطهری بسیار رازدار و اهل سرّ بود. هیچ رازگشایی نمی کرد. *راستگویی استاد شهید مطهری رحمه الله در نامه ای به دخترشان می نویسند: تو خودت می دانی که دروغ هرگز به زبان و قلم من جاری نمی شود. عصبانی نشدن یکی از شاگردان استاد مطهری می گوید: در مدت دوازده سالی که خدمتشان شاگردی می کردم، یک دفعه هم ندیدم که در درس با عصبانیت جواب کسی را بدهند. درشتی نگیرد خردمند پیش نه سستی که نازل کند قدر خویش









