
شهید کمال قزل کایا
۱۴۰۱-۱۰-۰۵
شهید محمّد علی کِلی
۱۴۰۱-۱۰-۰۵شهید کمال کورسول.
شهید کمال کورسول
محل تولّد : پاریس
محل شهادت : اسلام آباد غرب (کرمانشاه)
تاریخ تولّد : 1964/09/04
تاریخ شهادت : 1367/05/05
نوع شهادت : اصابت گلوله به سر
محل دفن : گلزار شهدای علی بن جعفر (ع) قم، قطعه ۱۸ ردیف ۲ شماره ۱۷۶ قرار دارد.
تعداد فرزند : 0
زندگینامه
دفاع مقدس ملت ایران در مقابل دشمنی تا بن دندان مسلح دفاعی است که پیر، جوان، زن، مرد و مسلمان و مسیحی در آن به یاری هم شتافتند تا دشمن بعثی را زمینگیر کنند. در این میان نکتهای که بسیار جالب است حضور یک شهید اروپایی در میان شهدای دفاع مقدس است؛ آری تنها شهید اروپایی دفاع مقدس ملت ایران در مقابل ارتش بعثی؛ شهید کمال کورسل. ژروم ایمانوئل کورسل، تنها شهید اروپایی دفاع مقدس و متولد فرانسه است. او پس از تشرف به دین اسلام به" کمال کورسل" تغییر نام داد و به تحصیلات دینی در مدارس علمیه قم مشغول شد. او ابتدا نام علی را برای خود انتخاب کرد، اما با توجه به اینکه در محل زندگی او، شیعیان در اقلیت بودند، کمال را انتخاب کرد. پدر و مادر کمال در همان ابتدای آغاز زندگی کمال از هم جدا شدند. وی در زندگی همراه با مادر خود، با آموزههای مسیحیت آشنا شد و به صورت یک فرد مسیحی زندگی کرد. ژروم پانزده ساله، در سفری که برای دیدن پدرش رفته بود با مذهب تشیع آشنا و به این مذهب گروید. البته کمال در ابتدا اهل تسنن بود، اما خیلی طول نکشید که در رفتوآمدهایش با رفقا و عشق و علاقه ای که به امام و انقلاب داشت، مذهب شیعه را انتخاب کرد. محمد مردادی پدر کمال در این باره می گوید که مادر کمال اهل فرانسه و مسیحی بود، کمال که در آن موقع ژوان نام داشت نیز مسیحی بود؛ اما بعد از مدتی به واسطه آشنایی با تعدادی از جوانان ایرانی در فرانسه در سال ۱۹۸۱ میلادی به ایران مهاجرت کرد و مسلمان و بعد شیعه شد. وی بیان کرد: من و مادر کمال از هم جدا شده بودیم و او به همراه مادرش در فرانسه زندگی وتحصیل میکرد با این وجود ارتباط نزدیکی با هم داشتیم و از احوال هم باخبر بودیم و به یکدیگر سر میزدیم. تا اینکه متوجه شدم کمال به ایران آمده و در حوزه علمیه قم مشغول به تحصیل است و این باعث خوشحالی درونی من شد، چون فهمیدم که آمده به اسلام خدمت کند. بعد از پیروزی انقلاب، کمال با سخنرانیهای حضرت امام خمینی (ره) که به زبان فرانسوی ترجمه شده بود، با ایشان آشنا می شود. همچنین آشنایی با دانشجویان ایرانی پیرو خط امام مقیم پاریس و حضور در برنامهها و مراسمهای کانون دانشجویان ایرانی کمال را بیشتر به سمت جمهوری اسلامی ایران کشاند. از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ که گروهک منافقین فعالیت مسلحانه را شروع کرد و تعداد زیادی از مردم ایران را به شهادت رساند، فعالیتهای سیاسی ایرانیان در فرانسه وارد فاز جدیدی شد و ماجرا بعد از فرار رجوی به همراه بنیصدر به فرانسه، شکل جدی تری به خود گرفت. منافقین که در فرانسه مستقر شدند، فعالیتهایشان را شروع کردند. بهطور مثال در ایستگاههای مترو علیه جمهوری اسلامی ایران تبلیغ میکردند و از مردم فرانسه علیه انقلاب امضا جمع میکردند. یکی از کسانی که در مقابل منافقین و این کارهای شان قد علم کرد، کمال بود. او که چهرهای فرانسوی داشت، هر کجا آنها مردم فرانسه را دور خود جمع میکردند، حاضر میشد و با آنها بحثهای عقیدتی و سیاسی میکرد. طوری شده بود که هر جا کمال وارد میشد، منافقین مجبور میشدند آنجا را ترک کنند، چون محکم میایستاد، سئوال میکرد و ماهیت آنها را برای مردم فرانسه افشا میکرد. آنها هم میدیدند این نوجوان فرانسوی خیلی به مسائل مسلط است و مانع فعالیت شان است، ناچار آن فضا را ترک میکردند. خلاصه در سالهای ۶۰ و ۶۱ آنقدر با منافقین بحث کرده بود که دیگر در پاسخگویی به شبهاتی که آنها درباره انقلاب اسلامی مطرح میکردند، خبره شده بود. ماجرا این بود که از وقتی برایش اثبات شد این گروهک، یک گروهک تروریستی است که انسانهای بیگناه را میکشد، در مقابله با آنها جدیتر شده بود. کمال در همان روزها دیگر تبدیل به یک مبارز ضد منافقین شده بود، عملکرد آنها را خوب نقد میکرد و علیه آنها خوب مقاله مینوشت. همزمان با شروع جنگ تحمیلی، مسئولان اعزام به جبهه، به دلایل امنیتی و تابعیت کمال از ورود وی به جبههها خودداری میکردند. سرانجام کمال با اصرار فراوان توانست همراه با سپاه بدر در سال ۱۳۶۳ در جبهه حضور پیدا کند. آری، سرانجام پسر فرانسوی ریزنقش و مو روشن ما به آرزویش رسید. کمال در سال ۱۳۶۷ و در جریان عملیات مرصاد در عملیات هلی بورن نیروها که توسط هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی انجام میشد، با اصابت گلولهای به سرش به درجه رفیع شهادت نائل شد. همچنین شهید کورسل در عملیات کربلای ۲ و ۵ و والفجر ۱۰ حضور داشت.
خاطرات
آشنایی و علاقه زیادی به علمای اسلام داشت. زمانیکه حضرت آیتالله بهجت ( ره) هنوز در بین مردم عادی شناخته شده نبود.کمال او را میشناخت و در نمازهایش شرکت میکرد. در نمازهای جماعت آیتالله مرعشی نجفی (ره) هم حضور مییافت . معمولاً در نماز جماعت صبح ایشان شرکت داشت . یکبار هم از نزدیک با آیت الله مرعشی نجفی صحبت کرد.و به ایشان گفته بود : “طلبهای هستم که از فرانسه آمدهام.و اینجا تحصیل میکنم .” برای یادگیری علم اخلاق هم بهدنبال علما میرفت.و علاقهمند به حضور در کلاسهای درس اخلاق بود،.بخصوص در کلاس های درس اخلاق آیتالله جوادی آملی بهطور مداوم شرکت میکرد.و از ایشان کسب فیض مینمود. کمال کورسل از زندگی برای خودش الگو داشت ، البته دقیق مشخص نمیکرد . ولی وقتی به حوزه آمد و با بزرگانی مثل علامه طباطبایی ( ره) آشنا شد.و با توجه به نکاتی که استاد تفسیر قرآنش.در مدرسه از تفسیر المیزان برایش گفته بود.باعث شد بیشاز پیش به علامه طباطبایی ( ره) علاقهمند شود،.تا جاییکه میگفت ” من باید به درجات شخصیتی علامه طباطبایی برسم .” یکبار وقتی عکس علامه طباطبائی ( ره ) را بر سر مزار ایشان دید.گفت : “من در چهره علامه ، چهره ابوعلیسینا را میبینم .” از او پرسیدم : “چطور ؟مگر ابوعلیسینا را دیده بودی ؟” .گفت : “نه ، آن خصوصیاتی که از ابوعلیسینا میگویند،.عیناً در چهره علامه طباطبایی میبینم” گفتم: مثلاً چه خصوصیاتی”؟.گفت : چهره یک فیلسوف متبحری که مثل کوه میماند .” برنامه آخرین ماههای حضورش در مدرسه حجتیه اینگونه بود.که شبهای چهارشنبه به درس اخلاق آیةالله مشگینی( ره) میرفت . روزهای پنجشنبه هم از مدرسه حجتیه به مدرسه مدرسه خاتمالنبیین نزد ما میآمد .مدرسه ما برنامه تفریحی داشت و گاهی فیلمهای جبهه را پخش میکردند. تا غروب در مدرسه خاتم النبیین میماند .نماز مغرب را در مدرسه ما یا در حرم حضرت معصومه (س) میخواندیم. بعد از آن به درس اخلاق آیتالله مظاهری میرفتیم . درس هم که تمام می شد.در حجره پیش ما میماند و همانجا میخوابید . صبح روز بعد یا به مدرسه حجتیه برمیگشت و یا به نماز جمعه میرفت.
وصیت نامه
بسمهتعالی همه من را حلال کنید .من ۱۷ روز قضا روزه دارم و در مدرسه( آقای انصاری )از من (۲۲۵۰ ) تومان میخواهد . هر چه در اتاق من است برای طلاب الجزایری و تونسی است ( بالا شتراک ) . فقط رادیو سونی است که باید به برادر اکبر ثقفیان اهل زنجان (که از طلاب ایرانی مدرسه حجتیه میباشد )داده شود . خدا حافظ
اهداف و سلوک
کمال خصوصیات و ویژگیهای خوب بسیار زیادی داشت که شاخصترین آن اخلاق نیکو، غیبت نکردن در جمع، کم حرف و پر عمل بودن او بود









