
شهید عبّاس بابایی
۱۴۰۱-۱۰-۱۰
شهید عبدالله باقری نیارکی
۱۴۰۱-۱۰-۱۰شهید مهدی زین الدین
شهید مهدی زین الدین
محل تولّد : تهران
محل شهادت : سردشت
تاریخ تولّد : 1338/07/18
تاریخ شهادت : 1363/08/27
نوع شهادت : در جاده کرمانشاه به سردشت در پی درگیری با گروه مسلح
محل دفن : گلزار شهدای امام زاده علی بن جغفر (ع) قم
تعداد فرزند : 1
زندگینامه
شهید مهدی زینالدین (زاده ۱۳۳۸ تهران – درگذشته ۲۷ آبان ۱۳۶۳ سردشت) نظامی ایرانی و فرمانده لشکر ۱۷ علی ابن ابیطالب بود. که از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در طول جنگ ایران و عراق محسوب میشد.پدر مهدی زینالدین کتاب فروشی داشت و او بیشتر اوقات فراغت خود را در دوران نوجوانی به فروش کتاب و کار در کتابفروشی میگذراند. وی در دوران دبیرستان به همراه خانوادهاش در شهر خرم آباد ساکن بودند، که به دلیل فعالیت سیاسی پدرش، به شهر سقز تبعید شدند و در این شهر نیز فعالیتهای سیاسی وی باعث شد که از دبیرستان اخراج شود. در سال ۱۳۵۶ در کنکور سراسری دانشگاهها شرکت کرد و موفق شد رتبه چهارم را در میان پذیرفتهشدگان در دانشگاه شیراز، بدست آورد، اما همزمان با قبولی وی در دانشگاه، پدرش بار دیگر تبعید شد و این امر باعث شد، که زینالدین از ادامه تحصیل انصراف دهد. پس از مدتی پدرش این بار از سقز به اقلید تبعید شد و در این فرصت خانواده وی به قم مهاجرت کردند و او نیز همراه با خانواده به قم نقل مکان کرد .وی در ۲۷ آبان ۱۳۶۳ در مسیر کرمانشاه به سردشت در پی درگیری با گروههای مسلح، شهید شد
خاطرات
«شهید مهدی زینالدین برای شناسایی وارد منطقه دشمن میشود، موقعیت را مناسب میبیند و برای زیارت به نجف و کربلا میرود، در راه برگشت وارد قرارگاه عراقیها میشود و به سنگر فرماندهی میرود، میبیند، خلوت است، نوشیدنی آماده میریزد و وقتی داشت میخورد فرمانده عراقیها خسته و عصبانی به داخل سنگر میآید و به عربی میگوید: یک نوشیدنی به من بده که بخورم، زینالدین میریزد و میبرد، فرمانده میگوید: سرباز جدیدی؟ شهید زینالدین در جواب میگوید: نعم سیدی! افسر عراقی یک کشیده به زینالدین میزند و یک جمله میگوید! شهید زینالدین شناسایی میکند و بر میگردد، شب عملیات وارد قرارگاه که میشوند، مستقیم میرود و فرمانده را اسیر میکند، میگوید فردا که روشن شد او را پیش من بیاورید. ماشین، جلوی سنگر فرماندهی ایستاد. آقا مهدی در ماشین را باز کرد. ته آیفا یک افسر عراقی نشسته بود. پیادهاش کردند. ترسیده بود. تا تکان میخوردیم.، سرش را با دستهایش میگرفت. آقا مهدی با او دست داد و دستش را رها نکرد. رفتند پنج شش متر آن طرفتر. گفت: برای او کمپوت ببریم، چهار زانو نشسته بود روی زمین و عربی حرف میزند. تمام که شد، گفت: ببرید تحویلش بدهید، بیچاره گیج شده بود، باورش نمیشد، این فرمانده لشکر باشد، تا آیفا از مقر بیرون رفت، یکسره به مهدی نگاه میکرد.»***
وصیت نامه
«بسمه تعالی اولین شرط لازم برای پاسداری از اسلام، اعتقاد داشتن به امام حسین(ع) است. هیچ کس نمیتواند پاسداری از اسلام کند در حالی که ایمان و یقین به اباعبداللهالحسین(ع) نداشته باشد. اگر امروز ما در صحنههای پیکار میرزمیم و اگر امروز ما پاسدار انقلابمان هستیم و اگر امروز پاسدار خون شهدا هستیم و اگر مشیت الهی بر این قرار گرفته که به دست شما رزمندگان و ملت ایران، اسلام در جهان پیاده شود و زمینه ظهور حضرت امام زمان(عج) فراهم گردد، به واسطه عشق، علاقه و محبت به امام حسین(ع) است. من تکلیف میکنم شما رزمندگان را به وظیفه عمل کردن و حسینوار زندگی کردن. در زمان غیبت کبری به کسی منتظر گفته میشود و کسی میتواند زندگی کند که منتظر باشد، منتظر شهادت، منتظر ظهور امام زمان(عج). خداوند امروز از ما همت، اراده و شهادتطلبی میخواهد. در این وصیت نامه فقط مقدار بدهکاریها و بستانکاریها را جهت مشخص شدن برای بازماندگان و پیگیری آنها مینویسم،به انضمام مسائل شرعی دیگر. الف) نماز: به نظرم نمیآید بدهکار باشم؛ ولی مواقعی از اوان ممکن است صحیح نخوانده باشم، لذا یکسال نماز ضروری است خوانده شود. ب) روزه: تعداد190روزه قرض دارم و نتوانستم بگیرم. ج) خمس: سی و پنج هزار ریال به دفتر آیت الله پسندیده بدهکار هستم. د) حق الناس: وای از آتش جهنم و عالم برزخ، خداوند عالم بصیراست.
اهداف و سلوک
از خصوصيات بارز او شجاعت و شهامت بود. خط شكني شبهاي عمليات و جنگيدن با دشمن در روز و مقاومت در برابر سختترين پاتكها به خاطر اين روحيه بود. روحيهاي كه اساس و بنيان آن بر ايمان و اعتقاد به خدا استوار بود. مجاهدت دائمي او براي خدا بود و هيچگاه اثر خستگي روحي در وجودش ديده نميشد. شهيد زينالدين در كنار تلاش بيوقفهاش، از مستحبات غافل نبود. اعتقاد داشت كه جبهههاي نبرد، مكاني مقدس است و انسان دراين مكان، به خدا تقرب پيدا ميكند. هميشه به رزمندگان سفارش ميكرد كه به تزكيه نفس و جهاد اكبر بپردازند. او همواره سعي ميكرد كه با وضو باشد. به ديگران نيز تاكيد مينمود كه هميشه با وضو باشند. به نماز اول وقت توجه بسيار داشت و با قرآن مجيد مانوس بود و به حفظ آيات آن ميپرداخت. به دليل اهميتي كه براي مسائل معنوي قايل بود نماز را به تاني و خلوص مخصوصي به پا ميداشت. فردي سراپا تسليم بود و توجه به دعا، نماز و جلسات مذهبي از همان دوران كودكي در زندگي مهدي متجلي بود. با علاقه خاصي به بسيجيها توجه ميكرد. محبت اين عناصر مخلص در دل او جايگاه ويژهاي داشت. براي رسيدگي به وضعيت نيروها و مطلع شدن از احوال برادران رزمنده خود به واحدها، يگانها و مقرهاي لشكر سركشي مينمود و مشكلات آنان را رسيدگي و پيگيري ميكرد. همواره به برادران سفارش ميكرد كه نسبت به رزمندگان احترام قائل شوند و هميشه خودشان را نسبت به آنها بدهكار بدانند و يقين داشته باشند كه آنها حق بزرگي بر گردن ما دارند. شيفتگي و محبت ويژهاي به اهل بيت عصمت و طهارت(ع) داشت.








