
شهید محمّد علی رجائی
۱۴۰۱-۱۰-۱۴
شهید زنده شیخ ابراهیم زکزاکی
۱۴۰۱-۱۰-۱۴شهید محمود تقی پور
شهید محمود تقی پور
محل تولّد : گرگان
محل شهادت : دیرالزور
تاریخ تولّد : 1361/06/30
تاریخ شهادت : 1396/08/18
نوع شهادت : انفجار تله انفجاری.
محل دفن : گلزار شهدای گرگان
تعداد فرزند : 0
زندگینامه
شهید را به واسطه شهادت در روز اربعین، به شهید اربعین میشناسند، پدر شهید؛ پسرم خیلی مقید به نماز شب بود همه را به آن سفارش میکرد. او همچنین بسیار اهل ورزش بود محمود به قدری قانع و نجیب بود که در حوزه سختیهای زیادی به خود میداد. مثلاً بدترین حجره را انتخاب میکرد و میگفت حجرههای خوب بهتر است برای شهرستانیها باشد. همچنین شبها لباسهای بقیه طلبهها را پنهانی میشست و وقتی بقیه دلیل این کار را از او جویا میشدند میگفت من برای دل خودم این کارها را انجام میدهم. پدر شهید بیان کرد: به گفته دوستانش او همیشه دعا میکرد که در روز اربعین به شهادت برسد و ذکر یا زینب و یا زهرا همیشه بر لبانش جاری بود پدر شهید از کارهای جالب و خیرخواهانه او یاد کرد و گفت: او به مستضعفین خیلی کمک میکرد، مثلاً کرایه خانه آنها را میداد، یا برای آنها وسیله خانه میخرید. یکی از کارهای خیر او کاشت درخت زیتون در جاده تهران قم بود او به خاطر تسلطش به زبانهای انگلیسی، فرانسوی و عربی، در جنگ سوریه فارسی صحبت نمیکرد تا شناخته نشود مادر شهید تقی پور : او در دفتر خاطرات خود نوشته بود که من در روز اربعین شهید میشوم و همچنین در وصیتنامه وی آمده است: «نگران نباشید! شهید به آرزوی قلبیاش رسیده و شما هم خوشحال باشید که من به آرزویم رسیدم». محمود درنهایت در اربعین ۹۶ بر اثر انفجار تله انفجاری در دیرالزور زخمی و راهی بیمارستان شد و در حالی که لبخند به لب داشت و شهادتین میگفت، به شهادت رسید.
خاطرات
مادر این شهید تاکید می کند که میرزا محمود جنسش با کودکان دیگر فرق می کرد، می گوید: طول زندگیشان زیاد نبود اما آنقدر عرض داشت که هیچ زمانی از آن را به بیهوده نگذرانه است. پدر نخستین شهید روحانی استان هم می گوید: از کودکی عاشق طلبگی و حوزه بود و در 15 سالگی خودش راهش را انتخاب کرد اما به او گفتم بعد از دیپلم می توانی و او لباس مقدس روحانیت را در 18 سالگی به تن کرد و برای کسب علوم مختلف راهی حوزه شد. تقی پور ادامه می دهد: پلاک رزمندگی ام را از هشت سالکی برگردن می انداخت و همیشه میگفت بسیجی ام و آماده خدمت کردن، آماده جهاد کردن و به راستی هم وعده اش را به سرانجام رساند .
وصیت نامه
«بعد از عرض ادب خدمت شما خواننده محترم، می توانستم نسبت به اوضاع اطرافم بی توجه باشم و برای بی تفاوتیام ۱۰۰ دلیل بتراشم. دشمن اسلام یک عده شرور را بسیج کرد و اوضاع سوریه را ناامن کرد. حدود هفت میلیون آواره، تخریب فراوان ابنیه و آثار اسلامی و باستانی، از بین بردن زیرساخت ها و خانه های مردم و کشتن و زخمی کردن صدها هزار نفر؛ حالا نقش من به عنوان یک مسلمان چیست؟ یک عده برای دفاع از حرم اهل بیت(ع) و نجات جان مسلمانان قیام کردند و رفتند، من هم نشستم و دعا کردم ولی این کافی نبود. در محیطی ایمن نشستن و دعا کردن کافی نیست، وارد عرصه نبرد شدم تا اسباب راهنمایی، هدایت و تشویق مدافعان حرم باشم، تا مرهمی باشم بر زخم هایشان و قوت قلبی بر هجومشان بر صف دشمن. این راه، اسارت، جانبازی و شهادت دارد. بلاخره جنگ است. خودم را به خدا سپردم، هرچه خودش بخواهد همان می شود. من البته عاشق شهادتم و دوست دارم به این مقام والا که ائمه از خدا درخواست می کردند، برسند. اگر توفیق یافتم که خوش به حالم و اما شما در قبال خود شهدا وظایفی دارید. مراقب باشید اهداف و راه شهدا گم نشود. کاری زینبی(س) کنید و پیام رسان شهدا باشید. هیچ وقت به حال شهید غصه نخورید چرا که شهید به بهترین سرنوشت رسیده است. حتی به حال خانواده و ایتام شهید غصه نخورید چرا که شهید زنده است و در ثانی خداوند خیر الکفیل و خیر الولی است و خودش خوب بلد است خانواده و ایثام شهید را چطور مدیریت، حمایت و کفایت کند. حتی لباس سیاه نپوشید و عزاداری نکنید چرا که خوشبختی و سعادت یک فرد ناراحتی ندارد. مواظب ایمانتان باشید، شب عاشورا ۱۴۳۷ امضا:
اهداف و سلوک
ویژگی بارز شهید اخلاق و انضباط در کارها بود، احوال پرسی و دستگیری از نیازمندان از خصلت های شایسته دیگر ایشان بود. او حتی غذاهایی که مادرش در زمان طلبگی برایشان می پختند به همکلاسی هایش میداد و حتی تشک خواب خود را هم بخشیده بود و روی زمین می خوابید. او کمربند خود را بالای سرش می گذاشت و به دوستانش می گفت اگر برای نماز شب بیدار نشدم با این کمربند بیدارم کنید.ویژگی بارز شهید اخلاق و انضباط در کارها بود،***: خلوص و صداقت خاصی داشتند، سیمایی متبسم، خوش اخلاقی و بروز بودنش از او طلبه ای پرطرفدار ساخته بود. شاید ایشان در تمام عمرشان ساعتی را هم هدر نداند.









