
شهید مهدی نوروزی(شیر سامرا)
۱۴۰۱-۱۰-۱۷
شهید مهدی شالباف
۱۴۰۱-۱۰-۱۷شهید علیرضا یاسینی
شهید علیرضا یاسینی
محل تولّد : آبادان
محل شهادت : اصفهان
تاریخ تولّد : 1330/01/15
تاریخ شهادت : 1373/10/15
نوع شهادت : .سقوک هواپیمای حامل شهید
محل دفن : بهشت زهرا (س) قطعه ۲۹ ردیف ۱۲ شماره ۱۷
تعداد فرزند : 4
زندگینامه
سید علیرضا یاسینی (زاده ١۵ فروردین ۱۳۳۰ آبادان – درگذشته ١۵ دی ١٣٧٣ اصفهان)سرتیپ خلبان اف-۴ فانتوم نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران و رئیس ستاد آن نیرو از ۱۰ اسفند ۱۳۷۲ تا ۱۵ دی ۱۳۷۳ بود. وی در سال ۱۳۴۸ وارد دانشگاه خلبانی نیروی هوایی شاهنشاهی ایران شد و پس از گذراندن دورهٔ مقدماتی پرواز با هواپیمای اف-۳۳ برای تکمیل دورهٔ تکمیلی به کشور آمریکا رفت. وی پس از بازگشت به ایران با درجهٔ ستوان دومی در پایگاه ششم شکاری بوشهر مشغول خدمت شد. با شروع جنگ ایران و عراق از جمله خلبانانی بود که در عملیات ۱۴۰ فروندی در حمله به خاک عراق نقش مهمی ایفا کرد. وی به علت شایستگیهای نشان داده در ۱۰ اسفند ۱۳۷۲ به سمت رئیس ستاد و معاون هماهنگکنندهٔ نیروی هوایی ارتش ایران منصوب شد و تا هنگام کشته شدن این سمت را بر عهده داشت. یاسینی در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۷۳ در یک سانحهٔ هوایی به همراه چند تن از فرماندهان عالیرتبهٔ نیروی هوایی کشته شد. بزرگراهی را در تهران به یاد او نامگذاری نمودهاند. رضا یاسینی که در سن ۱۷ سالگی در تنگه چزابه شهید شد، برادر علیرضا یاسینی میباشد.*مسئولیتها* معاونت عملیات پایگاه سوم شکاری همدان فرمانده پایگاههای شکاری همدان و چابهار از سال ۱۳۶۳ تا ۱۳۶۵ افسر هماهنگکنندهٔ آموزش خلبانان ایرانی در پاکستان در سال ۱۳۶۴ فرمانده پایگاه ششم شکاری بوشهر در سال ۱۳۶۷ فرمانده منطقهٔ هوایی شیراز در سال ۱۳۷۱ معاون هماهنگکننده نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران از ۱۰ اسفند ۱۳۷۲ تا ۱۵ دی ۱۳۷۳***شهادت و پرواز ابدی: در تاریخ 15/10/73 در ساعت 30/6 صبح هواپیمای جت استار حامل فرماندهان ارشد نیروی هوایی، (شهید منصور ستاری، شهید یاسینی و شهید مصطفی اردستانی) از تهران به سمت کیش پرواز کرد تا فرماندهان در جلسه شورای هماهنگی نیروی هوایی در کیش شرکت کنند. بعداز ظهر قرار می شود که هواپیما قبل از عظیمت به تهران، در پایگاه هوایی اصفهان توقفی کوتاه نماید. بعد از بازدیدی کوتاه از این پایگاه، هواپیما در ساعت 30/8 شب آماده پرواز به سمت تهران می شود و پس از دقایقی هواپیما به پرواز درمیآید ناگهان در ساعت 42/8 شب از سوی خلبان اعلام می شود که به علت بازشدن پنجره کابین خلبان، هواپیما مجبور به فرود اضطراری می باشد. لحظاتی بعد هواپیما در حال گردش برای نشستن بر روی باند در 64 کیلومتری جنوب پایگاه اصفهان، سقوط می کند و چراغ زندگی سید علی رضا یاسینی برای همیشه خاموش می شود و او به درجه رفیع شهادت نائل می آید. شهید یاسینی در زمان شهادت 43 سال داشت و از وی سه فرزند پسر و یک دختر به یادگار مانده ولی یاد و خاطره دلاوری ها و رشادت هایش، هیچگاه از ذهن مردم ایران و پرسنل نیروی هوایی ارتش، پاک نخواهد شد.
خاطرات
- یک روز بهش گفتم علی چند روز مرخصی بگیر ما رو ببر مشهد زیارت. دستش خالی بود. تا وقتی بود کمک خرج پدرش بود. میگفت: «پدر و مادرم به گردنم حق دارن». نتوانست بلیط ایران ایر بگیرد؛ قیمتش بالا بود. دلش هم نمیخواست از طریق اداره اقدام کند. اگر میخواست بهترین جا را با بهترین بلیط بهش میدادند. با پیکان خودمان راه افتادیم رفتیم مشهد. صبح زود بود که به یکی از شهرهای نزدیک مشهد رسیدیم. توی میدان اصلی شهر ماشین را زد کنار، ایستاد به تماشای مردم که با لباس گرمکن توی میدان نرمش صبحگاهی میکردند. باورش نمیشد، آنقدر درگیر جنگ شده بود که نمیتوانست باور کند مردم به این راحتی زندگی میکنند. صبحها نان داغ میخرند برای صبحانه. چند دقیقهای مات و مبهوت ایستاد نگاهشان کرد. خیلی وقت بود بین مردم زندگی نکرده بودیم. توی پایگاه به جز همسایهها و هواپیماهایی که دایم میپریدند و صدای آژیر قرمز چیز دیگر نمیدیدیم. مشهد که رسیدیم جا پیدا نمیشد. هر جا رفتیم جوابمان میکردند. فقط لازم بود یک تلفن بکند به ستاد نیروی هوایی آنجا بگوید من یاسینی هستم؛ بهترین جا را بهمان میدادند. ولی میگفت: «بیتالماله، جواب پس دادن داره». خودش هم گیج زندگی مردم شده بود که چقدر عادی رفت و آمد میکردند. چند بار گفت: «مثل اینکه اینجا اصلا جنگ نیست انگار نه انگار بچههای مردم دسته دسته دارن از دست میرن». سر ماشین را کج کرد که برگردیم. نمیتوانست آن وضعیت را ببیند. گفتم «علی من فقط اومدم که دستم به ضریح امام رضا (علیه السلام) برسه. تو رو خدا برنگرد». بالاخره یک مسافرخانه کثیف پیدا کردیم و دو شب آنجا سر کردیم برای زیارت.
وصیت نامه
بخشی از وصیتنامه شهید یاسینی: من یک خلبان هستم. سالها از بیت المال برایم هزینه کرده اند تا به اینجا رسیده ام. حال وظیفه دارم که دینم را ادا کنم. مگر نه اینکه همواره آرزو کرده ایم که ای کاش در واقعه عاشورا می بودیم و فرزند زهرا(س) را یاری می کردیم؟ اکنون زمان آن فرا رسیده و همگان مکلفیم که برای لحظه ای روح خدا را تنها نگذاریم. بنابرین از من انتظار نداشته باشید که بیش از این در کنارتان باشم. به یقین اجر شما نیز که به تربیت فرزندان و امور خانه همت می گمارید و زمینه را برای حضور بیشتر ما در صحنه فراهم می کنید نزد خدا محفوظ خواهد بود.
اهداف و سلوک
.............................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................









