
شهید سیّد علیرضا حسینی
۱۴۰۱-۱۱-۰۵
شهید سیّد محمّد یاقر صدر
۱۴۰۱-۱۱-۰۵شهید محمّد تقی سالخورده
شهید محمّد تقی سالخورده
محل تولّد : روستای زیبای شهاب الدین شهرستان نکا
محل شهادت : کربلای خانطومان
تاریخ تولّد : 1365/10/01
تاریخ شهادت : 1395/01/21
نوع شهادت : بر اثر اصابت ترکش پس از اقائمه نمازش
محل دفن : گلزار شهدای زادگاهش
تعداد فرزند : 1
زندگینامه
شهید محمدتقی سالخورده (1365_1395) متولد روستای زیبای شهاب الدین شهرستان شهید پرور نکا استان مازندران است. محمد تقی سالخورده در خانوادهای با ایمان و دوستدار اهل بیت علیه السلام متولد شد ، مادرش فرخ اسماعیلی و پدرش غلامرضا نام داشت.محمدتقی سالخورده در سايه محبت هاي پدر و مادر پاکدامن و مهربانش دوران کودکي را پشت سر گذاشت و بعد وارد مدرسه شد و به فراگیری تحصیل پرداخت ، محمد تقی در فروردین/1385 واردسپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد و تحصیلاتش را در مقطع لیسانس نظامی از دانشگاه امام حسین با موفقیت پایان رسانید .شهید بزرگوار در مهر ماه سال 1390 ازدواج نمود (نام همسر سیده نرگس قاسمی) و از ایشان یک دختر (زینب . متولد 1393/05/16) به یادگار ماند. محمد تقی فرزند ششم خانواده بود و دو برادر [حمید ؛ جواد] سه خواهر [محبوبه ؛ نرگس ؛ حمیده] دارد. محمدتقی سالخورده عضو رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود و در یگان ویژه صابرین در لشکر25کربلا به اسلام خدمت می کرد ایشان به عنوان مستشار در تاریخ 1394/07/19 به کشور سوریهاعزام شد و به مدت 56 روز در ماموریت بود و در 1395/01/14 برای دومین بار به کشور سوریه اعزام شد و در 1395/01/21 در شهرک خان طومان استان حلب شهد شیرین شهادت نوشید و در جوار رحمت الهی جای گرفت .این شهید بزرگوار دومین شهید مدافع حرم شهرستان نکا و هفدهمین شهید مدافع حرم استان مازندران هستند. سرگرد سالخورده در مورخه 88/88/88 تشییع و در زادگاهش شهاب الدین دفن شد. سلام و درود خدا بر روح پاک و مطهرش.
خاطرات
خاطره از پدر شهید:زمانی که وی به دنیا آمد من در جبهه راننده اتوبوس بودم و در مریوان بودم. زمانی که هنوز به دنیا نیامد خواهرم یعنی عمه شهید خواب دیدند که نوه دختری آیت الله کوهستانی که نامش محمد تقی بود و به شهات رسید این فرزند را در خواب میدهد و میگوید اسمش محمد تقی است ما نیز به حرمت آن شهید، نام پسرمان را محمدتقی گذاشتیم.***مادر شهید: شبی که خواست به خان طومان اعزام شود آخر شب با عجله آمد خداحافظی کرد و حلالیت خواست. گفتم پسرم شما که تازه از سوریه آمدی دوباره برای چه ؟ گفت: مادر 150 نفر دارن اعزام میشن من به عنوان سرگروه میروم. تنها اطلاعی که در زمینه کار خود داد فقط همین واژه سرگروه بود چون زیاد از کارش و عملیاتهایش سخن نمیگفت اما خوشحال بودیم پسرمان در راه خدا قدم میگذارد.
وصیت نامه
خیلی دوست دارم شهید بشم ولی نمیدونم باید چیکار کنم..نمیدونم دیگه چه جوری از خدا بخوام..ان شاءالله که عاقبتم شهادت باشه..اگر هم طور دیگه ای از دنیا رفتم امیدوارم دوستان شهیدم دست منو بگیرن.. با عرض سلام و خسته نباشید خدمت پدر و مادر عزیزم،قبل از اینکه بخوانید میخواهم ناراحتی و غم را از چهره ی خود بیرون کنید.خواندن این مطالب باید با چهره ی خندان باشد. خود را ناراحت نکنید..می دانید که کسی در این دنیا نمی ماند.یکی از دیگری زودتر..دلم میخواهد در این رابطه گریه نکنید باید خوشحال باشید. هر چه برای شما عزیز باشم از علی اکبر امام حسین(ع) که عزیزتر نیستم. محبت را نسبت به همدیگر فراموش نکنید.کینه و چشم و هم چشمی میان شما تفرقه و جدایی نیندازد. رفت و آمدهایتان را زیادتر و البته صمیمی تر کنید.خوبی کنید به یکدیگر مثل دوران بچگی هایتان و با هم مثل آن دوران مهربان باشید. تجملات زندگی شما را از هم دور نکند.درباره دیگران میان خود حرف نزنید. برای همدیگر برادر و خواهر خوبی باشید و گذشت زمان شما را از هم جدا نکند. نگذارید مشغله های زندگی باعث جدایی شما شود. سعی کنید همین مهربانی و سادگی را نسبت به هم داشته باشید و در آینده هم همینطور باشید. خواهشا ما را در دعاهای خیرتان فراموش نکنید. از این فرصت که خدا در اختیارتان قرار داده به خوبی استفاده کنید. ما سالهاست که در راه خدا برای مظلومیت امام حسین(ع) و یارانش و اهل بیت به سر و سینه می زنیم و عزاداری کردیم.آیا ما فقط تا حدّ عزاداری و سینه زنی شیعه اهل بیت هستیم؟ اگر مرحله آزمایش ما سخت تر شود آیا قبول می شویم یا از صراط مستقیم خارج می شویم؟ برای من این آزمایش هم یک مرحله جلوتر بود.که گفته شد آیا تو که این همه برای امام حسین و اهل بیت عزاداری کردی،تو که این همه ادّعا داشتی ،تو که این همه می گفتی کاش ما هم در کربلا بودیم،تو که این همه می گفتی ما شیعه علی بن ابیطالب هستیم،تو که این همه برای مأموریت های سخت آموزش دیدی،تو که این همه تمرین کردی آیا به مرحله عمل رسیدی عمل میکنی یا جا می زنی؟ بین حرف و عمل خیلی فاصله است.باید عمل کرد.. حالا که ما این راه را انتخاب کردیم،ان شاءالله که قبول می شویم. از پدرومادر عزیزم می خواهم که صبر داشته باشند و خدارو شکر کنید و ناشکری نکنید. مرگ هر لحظه در کمین ماست.اولین نفری نیستم که می میرم و آخرین نفر هم نیستم.. در میان ما انسان هایی وجود دارند که فقط نیمه ی خالی لیوان را نگاه می کنند حتی اگر لیوان پُر هم باشد از پُر بودن لیوان ایراد می گیرند. اختلاف عقیده و سلیقه در همه جا وجود دارد ولی این جور نیست که باعث جدایی،حتی جدایی خانواده ها شود. ان شاءالله که خداوند مرگم را شهادت در راه خودش قرار بدهد. سالهاست که تنها آرزویم شهادت در راه خداست.و سالهاست که در هر نمازی که میخوانم اجابت این آرزو را از خدا میخواهم..سعی کردم تمام کارهایم را با محوریت این آرزو انجام بدهم. در کارهایم سعی میکنم این آرزو را در ذهن خودم فراموش نکنم تا ان شاءالله به لطف خدا روزی من شهادت در راه خدا شود. از خدا عاجزانه درخواست شهادت خودم و دوستانم را دارم و ان شاءالله که به یاری خودش و تلاش خودمان شهید بشویم.ان شاءالله... «زینب» زینب هم نام زیبایی است که بعد از «سیده نرگس» به شناسنامه من اضافه شد. «زینب سالخورده» وقتی اسم زینب را صدا میزنم یک آرامشی می گیرم و با خودم می گویم اسم دخترم زینب است؟ یا یکی از من می پرسد بچه ات چیست؟دختر است یا پسر؟با صدای خوبی می گویم زینب.. ان شاءالله که زینب هم از اسم خودش راضی باشد. ان شاءالله که حضرت زینب س هم،هم از ما و هم از زینب راضی باشد. ان شاءالله که حضرت زینب س از اینکه اسم دخترم زینب است خوشحال باشد. زینب جان ؛ امیدوارم در زندگیت به فکر آخرت هم باشی.یعنی هم زندگی کنی برای این دنیا و هم زندگی کنی برای آخرت.. اطرافیان(دوستان،جامعه و...)تأثیر زیادی بر روش زندگی و حالات اخلاق و رفتار آدم می گذارند.سعی کن تأثیر منفی نگیری.سعی کن آدم خوبی باشی و تأثیر مثبت بر دیگران بگذاری. نگو چون فلانی دارد این جوری رفتار می کند یا این جوری لباس می پوشد من هم بپوشم و ..تو خوب باش تو حجاب داشته باش بگذار دیگران از تو تأثیر بگیرند..بگذار دیگران مثل تو باشند.
اهداف و سلوک
بسیار مهربان و دلسوز و اهل نماز شب بود. همرزمانش می دانند زمانی که در عملیات بود زیر نور ماه نماز شب می خواند و همچنین بسیار صبور بود. اهل ورزش و مربی ورزش رزمی بود. کنار خانه باشگاه ورزشی ساخت تا جوانان و نوجوانان روستا از این فضا برای ورزش استفاده کنند.









