
شهید ادواردو آنیلی
۱۴۰۱-۰۸-۲۴
شهید بابک نوری هریس
۱۴۰۱-۰۹-۱۲شهیدعبدالمطلب اکبری
شهید عبدالمطلب اکبری
محل تولّد : روستای شهیدآباد شیراز
محل شهادت : شلمچه
تاریخ تولّد : 1343/03/03
تاریخ شهادت : 1365/12/04
نوع شهادت : اطلاعات موجود نمی باشد
محل دفن : روستای شهیدآباد شیراز
تعداد فرزند : 0
زندگینامه
شهید عبدالمطلب اکبری شهید کر و لالی بود که مردم مسخره اش میکردند ولی با امام زمان (عج) حرف میزد . شهید متولد ۱۳۴۳/۳/۳ روستای شهید آباد استان فارس بود که در تاریخ ۱۳۶۶/۱/۱۹در عملیات کربلای ۸ در شلمچه به دیدار معبودش شتافت. ده روز قبل از شهادتش مکان قبر خود را نشان دوستانش داد ، همه او را مسخزه کردند اما وقتی وصیت نامه شهید خوانده شد ، شهید اکبری نوشته بود حضرت صاحب الزمان (عج) مکان مزارش را نشانش داده و هر روز او با امام زمانش صحبت می کرده
خاطرات
اسمش عبدالمطلب اکبری بود. زمان جنگ توی محل ما بنایی میکرد و چون کر و لال بود، خیلیا جدی اش نمی گرفتند. یه روز رفتیم سر قبر پسر عموی شهیدش ”غلامرضا اکبری“. عبدالمطلب کنار قبر پسر عموش با انگشت یه چارچوب قبر کشید و توش نوشت ”شهید عبدالمطلب اکبری“! ما هم خندیدیم و مسخره بازی درآوردیم! هیچی نگفت فقط یه نگاهی به سنگ قبر کرد و با دست، نوشته اش رو پاک کرد و سرش رو انداخت پایین و آروم از کنارمون رفت… فردای اون روز عازم جبهه شد و دیگه ندیدیمش. ۱۰ روز بعد شهید شد و پیکرش رو آوردن. جالب اینجا بود که دقیقا جایی دفن شد که برای ما با دست قبر خودش رو کشیده بود و ما مسخره بازی درآورده بودیم!
وصیت نامه
وصیت نامه شماره ۱:بسم الله الرحمن الرحیم با درود بر مهدی موعود(عج)، آخرین ستاره آسمان ولایت و امامت، وبا سلام بر شهدای گلگون کفن انقلاب اسلامی ایران، چند کلامی با زبان ناگویا و گوش ناشنوا به خدمت شما پدر و مادر و همسر و ملت شهیدپرور بهعنوان وصیت تقدیم میدارم. پدر، مادر و همسر عزیزم! در خانه همیشه مزاحم شما و سایر اعضا خانواده بودهام؛ اما همیشه قلبم برای اسلام و قرآن میتپید. همه شما میدیدید که در مراسم عزا، نوحه سرایی، سینهزنی، تشییع جنازهها و همه وقت، نمازم را در مسجد میخواندم تا اینکه آمریکای جنایتکار جنگ آتشافروز صدامی را بر ما تحمیل کرد. با شروع جنگ تحمیلی همیشه در این فکر بودم که آیا میشود یکبار هم من به جبهه اعزام شوم! تا بالاخره بار اول به جبهه اعزام شدم و در عملیات رمضان شرکت کردم و برگشتم و موفق هم شدم که بار دوم و بهدنبالش تابهحال بهطور کم وبیش و نسبی در جبهه در خدمت اسلام باشم. اما شما ای پدر و مادر و همسرم! امیدوارم که بعد از شهادتم اشک نریزید و گریه زاری نکنید چون من پهلوی علیاکبر و حضرت قاسم می روم. گریه شما باعث خوشحالی دشمنان اسلام و (دشمنان) امام خواهد بود. از خواهرانم میخواهم که با رعایت حجاب اسلامی مشت محکمی بر دهان دشمنان اسلام بکوبند. امیدوارم برادرم ابراهیم با خوب درس خواندنش بتواند یکی از یاران صدیق امام زمان(عج) باشد. پدر ومادرم محمدعلی را با تربیت اسلامی بار آورند تا انشاءالله یار و غمخوار اسلام باشد. از ملت شهید پرور ایران می خواهم تا قدرت دارند جبههها را یاری کنند. خواهران و مادران، با حجابشان و برادران با ایثار جان و مال خود، اسلام و انقلاب را به همه جهان صادر کنند. امیدوارم که شهادتم، عبرتی باشد برای آنهایی که اهل مسجد و نماز نیستند و از مسجد و نماز میگریزند. آنهایی که بیخیالند و از جبهه و جنگ خبری ندارند، به جبهه نمی روند. اگر هم می روند جبهه را رها کرده فرار میکنند. امیدوارم که بعد از شهادت من دیگر آنها آدم شوند و حرف امام که میفرماید: "مسجد سنگر است سنگرها را حفظ کنید" خوب وارد گوش آنها شود و جبهه رفتن و چگونه جنگیدن را یاد بگیرند. در پایان از خدمت خانواده گرامی خود میخواهم که صبر را پیشه خود قرار داده و زینب وار زندگی کنند با حفظ حجاب و من را حلال کنند. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته عبدالمطلب اکبری. ۶۵/۱۲/۴ 🌱
اهداف و سلوک
همه خوبی های عالم در خود جای داده بود تا اینکه توانست بارها به پا بوس امام زمانش حضرت مهدی موعود (عج) مشرف شود






