
شهید مهدی رسول زاده
۱۴۰۱-۰۹-۲۱
شهید محمّد حسین فهمیده
۱۴۰۱-۰۹-۲۲شهید علی لدنی
شهید علی لدنی
محل تولّد : ایذه
محل شهادت : اصفهان
تاریخ تولّد :1385/12/13
تاریخ شهادت : 1400/07/01
نوع شهادت : فداکاری(آتش سوزی)
محل دفن : ایذه
تعداد فرزند : 0
زندگینامه
(پروانه ها از شعله ها پروا ندارند) ۱۸ شهریور بود که فریادهای مادر ۸۵ ساله و خواهر شهید ابراهیم عزیزی، علی لندی را متوجه وقوع آتش سوزی در خانه آنها کرد. علی که آن روز مهمان خانه خاله اش در شهر ایذه بود، وقتی هنگام گذر از کوچه متوجه حادثه شد، بی درنگ برای کمک به مادر و دختر به خانه آنها رفت. یک گاز پیک نیکی شعله ور شده بود و علی آن را برداشت و از مادر و دختر دور کرد اما ناگهان با شعله های آتش تمام بدن علی گر گرفت. عموی علی لندی گفت:«حادثه آتش سوزی در نزدیکی هلال احمر ایذه و در خانه همسایه دیوار به دیوار اتفاق افتاده بود. آن روز قبل از اینکه ماموران آتش نشانی از راه برسند علی برای کمک به مادر و دختر به خانه آنها رفته بود. یکی از همسایه ها یک پتو برای خاموش کردن آتش آورده بود که آن را هم به یکی از خانم ها داده بود.» ایوب لندی در ادامه گفت: «مادر و دختری که علی اقدام به نجات آنها کرد،مادر و خواهر شهید ابراهیم عزیزی بودند. مادر 85 ساله شهید حدود سه روز بعد از حادثه به دلیل شدت سوختگی جان خود را از دست داد.اما خواهر شهید بهبود پیدا کرد و مرخص شد.» علی آرزو داشت به کربلا برود وصف فداکاری علی از همان روزهای اول بعد از حادثه خبرساز شد. دست های کسانی که خبر را می خواندند برای طلب سلامتی علی لندی به سوی درگاه خدا بلند شده بود.
خاطرات
خاطرهای از کودکی که با ایثارگری و دلسوزی شهید به پدر و مادرش رسید یکی از همسایههای شهید علی لدنی بیماری «ام اس» داشت. علی خودش را موظف میدانست که مرتب به دیدار این همسایه بیمار برود و او را به بوستان ببرد تا حال و هوایش عوض شود. بعد از شهادت علی آن همسایه تعریف کرد یکی از روزها که با علی در بوستان بودیم، او متوجه بچهای شد که سرگردان بود. علی پس از کمی دقت به آن کودک گفت که «این بچه گمشده.» در جواب او گفتم «شاید پدر و مادرش همین اطراف باشند.» علی گفت «الان کاری میکنم که اگر پدر و مادر این کودک نزدیک باشند سراغش بیایند.» علی سمت آن کودک رفت و او را به سمت ویلچر من آن آورد. کسی سراغ کودک نیامد و مطمئن شدیم که گمشده است. بیشتر از یک ساعت در آن اطراف گشت تا اینکه کودک را به پدر و مادرش رساند. همسایهمان این خاطره را بعد از شهادت علی تعریف کرد.
وصیت نامه
وصیت نامه مکتوب از شهید موجود نمی باشد
اهداف و سلوک
علی نسبت به شهدا علاقه خاصی داشت.از عاشقان سردار شهید حاج «قاسم سلیمانی» بود. وقتی خبر شهادت سردار شهید حاج «قاسم سلیمانی» را شنید، خیلی ناراحت شد و حسابی در فکر فرو رفت. ارتباط با شهدا و ادامه دادن راه آنها برای علی خیلی مهم بود. میگفت «باید به گونهای زندگی کنم که در قیامت شرمنده شهیدان نشوم.»پدر شهید لدنی «علی» را نمونه فرزند صالح توصیف کرد و در این باره گفت: علی پسر بسیار خوشرو، نوعدوست و با اخلاقی بود. او با همه در نهایت احترام رفتار میکرد و خیلی زود ارتباط برقرار میکرد. روابط عمومی بسیار قوی از خصوصیات اخلاقی برجسته علی بود که به همین دلیل با غریبهها هم خیلی زود دوست میشد. در مجموع باید درباره علی بگویم که او نمونه تمام عیار فرزند صالح بود. هر کسی که او را میشناخت، میتواند حرفهای من را تایید کند. علی با اینکه سن کمی داشت اما بزرگ فکر میکرد. سرانجام هم با ایثارگری برای نجات جان یکی از همسایهها که در آتش گرفتار شده بود دل به آتش زد و عاقبت بخیر شد. علی لایق شهادت بود.*** ایثار و ازخودگذشتگی ویژگی اخلاقی برجسته علی بود. اگر میدید کسی گرفتار شده نمیتوانست بیتفاوت از کنار او بگذرد و هر طور شده باید کمکش میکرد. انگار که مشکلات بقیه را مشکل خود میدانست و بسیار دلسوزانه با دیگران رفتار میکرد. 15 سال بیشتر نداشت اما مانند یک انسان سرد و گرم روزگار چشیده رفتار میکرد. بعد از اینکه علی به آتش زد تا جان همسایه در میان شعلهها گرفتار شده را نجات دهد و خودش گرفتار شعلههای آتش شد مردم او را شناختند.









