
شهید محمّد بروجردی (مسیح کردستان)
۱۴۰۱-۱۰-۰۴
شهید احمد کاظمی
۱۴۰۱-۱۰-۰۴شهید علی اصغر وصالی
شهید علی اصغر وصالی طهرانیفرد
محل تولّد : منطقه دولاب تهران
محل شهادت :جبهه گیلان غرب، تنگه حاجیان
تاریخ تولّد :1329/07/15
تاریخ شهادت :1359/08/28
نوع شهادت :اصابت گلوله به سر
محل دفن :قطعه ۲۴ بهشت زهرا (س) تهران
تعداد فرزند :0
زندگینامه
شهید علی اصغر وصالی طهرانیفرد، (۱۵ مهر ۱۳۲۹ - ۲۸ آبان ۱۳۵۹) معروف به «اصغر وصالی» در منطقه دولاب تهران به دنیا آمد. زندگی وی در سالهای جوانی در ارتباط با سازمان مجاهدین خلق ایران قرار گرفت و از ایران خارج شده و دورههای چریکی را در میان مبارزان فلسطینی طی کرد. سپس به ایران آمد و زندگی مخفی خود را در ارتباط با سازمان مجاهدین خلق ایران شروع کرد اما سرانجام توسط عوامل رژیم پهلوی بازداشت شد. وصالی طهرانیفرد در ابتدا به اعدام و بعد با یک درجه تخفیف به حبس ابد محکوم شد ولی بعد از مدتی حکم تغییر کرد و به ۱۲ سال حبس تقلیل یافت. در نهایت در اواخر سال ۱۳۵۶ بعد از پنج سال و نیم حبس، از زندان آزاد شد. ضمن اینکه وصالی رابطهٔ سازمانی خود را نیز با سازمان مجاهدین خلق ایران قطع کرده و از این سازمان خارج شد. علی اصغر وصالی که فرزند یک چرخی زورخانه به نام حسن چرخی و خود اهل زورخانه بود در زندان به سبب تحمل شکنجههای ساواک به «اصغر پررو» ملقب شده بود. با پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، علی اصغر وصالی انتظامات زندان قصر را تشکیل داد و در سال ۱۳۵۹ وارد تشکیلات نوپای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و از بنیانگذاران اصلی بخش اطلاعات سپاه شد و مدتی نیز فرماندهی بخش اطلاعات خارجی را بر عهده گرفت. او پس از مدتی مسئولیت خود را در ستاد کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی رها کرد و برای مقابله با حمله عراق به غرب کشور عزیمت کرد. نیروهای تحت امر شهید علی اصغر وصالی به دلیل بستن دستمال سرخ بر گردنهایشان به «گروه دستمال سرخها» شهرت داشتند. روز تاسوعای سال ۱۳۵۹ (معادل بیست و هفتم آبان ماه) تصمیم گرفته شد عملیاتی برای روز عاشورا تدارک دیده شود. حوالی ظهر عاشورا، علی اصغر وصالی در تنگه حاجیان در نزدیکی گیلان غرب از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار گرفت و پس از انتقال به بیمارستان اسلامآباد غرب و عمل جراحی مغز، بر اثر جراحت کشته شد. پیکر اصغر وصالی تهرانی فرد در قطعه ۲۴ بهشت زهرای تهران در کنار برادرش به خاک سپرده شد. شهید وصالی از یاران و همرزمان نزدیک شهید چمران می باشند شهید ابراهیم هادی از بچه محل های شهید وصالی بودند که در گروه دستمال سرخ ها در گیلانغرب در کنار شهید وصالی به مبارزه پرداختند
خاطرات
يكبار در سرپل ذهاب داخل يك گاراژ متروكه سه قطعه مرغ پيدا كردم و چون صاحبي نداشتند سرشان را برديم. البته تصورم اين بود كه اين زبانبستهها اگر از گرسنگي نميرند، خوراك سگهاي ولگرد ميشوند. به هرحال آوردمشان پيش ساير بچهها و داشتيم پرشان را ميكنيدم كه همين حين گفتند اصغر وصالي آمد. سريع همه بچهها جيم شدند. من ماندم و اين سه تا مرغ سربريده. اصغر آقا تا من را در آن هيبت ديد، گفت: مرتضي اينها چيه؟ گفتم: بيصاحب مونده بودن سرشون رو بريدم. يك نگاهي به من انداخت كه يعني از تو انتظار نداشتم. بعد برگشت گفت: يعني هرچي گير آوردي بايد سرش رو ببري؟ داشتم از خجالت آب ميشدم كه شهيد وصالي ادامه داد: برو پيش خواهر مريم (همسرشهيد وصالي مريم كاظمزاده) بگو از پول خودم به قدر ارزش اين مرغها بدهد، بريز به حساب 100 امام. شهيد وصالي همچين آدمي بود. نميگفت شرايط جنگي است و ما هم داريم براي اين مملكت ميجنگيم و اين مرغهاي بيصاحب را بخوريم. حساب ذره ذره را داشت تا حقي از كسي ضايع نشود.
وصیت نامه
انا لله وانا الیه راجعون من اصغر وصالی تهرانی سرباز الله بسوی محارب ، دشمن خدا عازم غرب میشوم و به همه مسلمین وصیت میکنم که حتی یک لحظه از راه اسلام غافل نشوید . و امام امت خمینی کبیر را تنها نگذارید و انچه که من از مال دنیا دارم یک سوم انرا صرف نماز و روزه اینجانب که قضا شده است بپردازید .
اهداف و سلوک
صادق، شجاع، پاک، وفادار، باایمان. شهید وصالی در هیچ عملیاتی به افرادش حکم نمیکرد، خودش پیشقدم بود. و دعایش این بود که زودتر از افراد گروهش شهید شود. تاب شهادت دوستانش را نداشت. دلرحم و مهربان بود.









