
شهید حسین هریری
۱۴۰۱-۱۰-۰۴
شهید هاوارد باسکرویل
۱۴۰۱-۱۰-۰۴شهید امین کریمی
شهید امین کریمی
محل تولّد : ..............
محل شهادت : …...
تاریخ تولّد : ..............
تاریخ شهادت : .................
نوع شهادت : .................
محل دفن : .................
تعداد فرزند : .................
زندگینامه
اول فروردین سال 1365 به دنیا آمد. امین تا پایان دوره راهنمایی در لویزان درس خواند. از همان زمان فعالیت های ورزشی و بسیج را آغاز کرد. دوران دبیرستان را در شهرک محلاتی گذراند. امین با شوق، جسور و نترس بود. از همان مقطع در بسیج جماران و اختیاریه فعالیت داشت. امین روحیه بسیجی داشت. شغل نظامی را دوست داشت و می خواست پاسدار شود. با اینکه در رشته مهندسی قبول شد اما از سال 1388 در سپاه پاسداران مشغول به خدمت شد و در یگان انصار المهدی عجل الله تعالی فعالیت می کرد. شهید مدافع حرم امین کریمی اصالتاً مراغه ای و ساکن منطقه 17 تهران ، دانشجوی بسیجی در رشته برق الکترونیک در دانشگاه آزاد اسلامی واحد یادگار امام (ره) بود که در حین انجام مأموریت مستشاری در حومه شهر حلب در سوریه به شهادت رسید. این شهید بزرگوار در دفاع از حرم مطهر حضرت زینب (س) و در روز پنجشنبه ۳۰ مهر ماه سال 1394 در ایام تاسوعا و عاشورای حسینی به دست نیروهای تکفیری در کشور سوریه به فیض عظیم شهادت نائل آمد و در امامزاده چیذر تهران آرام گرفت.
خاطرات
زمانی که در معراج شهدا چهره آرام او را دیدم که خوابیده، او را بوسیدم. یک هفته بعد خواب امین را دیدم که گفت "مامان من که خواب نبودم. وقتی من را بوسیدی تو را نگاه میکردم."***با فرماندهانش که صحبت میکردم گفت ما راضی به رفتنش به سوریه نبودیم. بخاطر تخصصی که داشت ما را تهدید به استعفا میکرد. با اصرار و سماجتش مجبور شدیم که نیروی زبدهمان را به سوریه بفرستیم. قرار بود بعد از برگشتش از سوریه تنبیه شود. زیرا در آسانسور برای رفتنش از یکی از فرماندهان امضا گرفته بود.***همیشه در کار خیر پیشقدم بود و در برای یادگیری هر حرفهای اگر تصمیم میگرفت با پشتکار مثال زدنی آن را به سرانجام میرساند و در آن کار متخصص میشد. وی در ورزشهای رزمی تخصصهایی داشت و در رشته کیک بوکسینگ و کاراته مقامهای زیادی در استان تهران و کشور کسب کرده بود. منزل پدرمان نسبتا به هم نزدیک است او به من می گفت: صبحهای جمعه بیا برویم تمرین کنیم. خودش را همیشه تر و فرز نگه میداشت و در انضباط فردی هم کم نظیر بود. خیلی به همسرش وابسته بود کتابهایی که برای مطالعه آزاد تهیه میکرد به خاطر خانمش به خانه نمیبرد. میگفت جا کم است و اذیت میشود.***دv یکی از ماموریتهای دیگر در ساختمانی مستقر بودیم و دختر سرایدار مجموعه که هشت یا نه سال بیشتر نداشت درخواستی داشت و نامهای نوشته بود تا آن را به یکی از نهادهای کشور بدهیم، بلکه مشکلات پدرش حل شود . شهید کریمی بچهها را جمع کرد و گفت: «این نامه تا به آن نهاد برسد ممکن است در بروکراسی اداری به فراموشی سپرده شود اگر موافق باشید خودمان مبلغی را تهیه کنیم و به آنها هدیه بدهیم و بگویم از همان مکانی که آنها خواستهاند این مبلغ هدیه شده است». خودش بیشترین پول را گذاشت و بقیه رفقا هم پول دادند و مبلغ را به سرایدار ساختمان دادیم اشک در چشمان پدرش جمع شده بود.***
وصیت نامه
بسمه تعالی به نام خالق هر چه عشق، به نام خالق هر چه زیبایی، به نام خالق هر چه هست و نیست … سلام علیکم، و اما بعد، بنده حقیر امین کریمی فرزند الیاس، چنین وصیت می کنم، بارالها، ببخش مرا که تو رحمانی و رحیم، همسر مهربانم () حلالم کن، نتوانستم تو را خوشبخت کنم، فقط برایت رنج بودم. پدر و مادر عزیزم، ببخشید مرا، نتوانستم فرزند لایقی برای شما باشم. پدر و مادر عزیزم (حاج آقا و حاج خانوم)، داماد و پسر لایق و مهربانی نبودم، حلالم کنید. بنده در کمال صحت و سلامت عقل چنین وصیت می کنم: بعد از فوت بنده، تمامی دارائی و اموال من در اختیار همسر مهربانم قرار گیرد و ایشان بنا به اختیار و صلاح خود عمل نماید. و در آخر، از تمامی عزیزانی که نسبت به بنده حقیر لطف کرده اند، خواهر، برادر عزیزم حلالیت می طلبم و خواهش می کنم و باز خواهش می کنم که خود را اسیر غم نکنند. لطف و تدبیر خداوند چنین بود. همسر مهربان و عزیزم، ای دل آرام هستی من، ای زیباترین ترانه ی زندگی من، ای نازنین، از شما خواهش می کنم که باقی عمر گران قدر خود را به تحصیل علم و ادامه ی زیبای زندگی بپردازی. (من از شما راضی هستم)، زیبای من خدانگهدارت باد. بنده حقیر امین کریمی 1394/6/14
اهداف و سلوک
سخاوت و خلق و خوی پهلوانی از بارزترین خصیصههای اخلاقی شهید امین کریمی بود









