
شهید شهامت سعید
۱۴۰۱-۱۰-۱۸
شهید سیّد حسن مدرّس
۱۴۰۱-۱۰-۲۵شهید شیخ نمر باقر النمر
شهید شیخ نمر باقر النمر
محل تولّد : قطیف
محل شهادت : جده
تاریخ تولّد : 1379 قمری
تاریخ شهادت : .25 اکتبر 2015
نوع شهادت : اعدام
محل دفن : عربستان
تعداد فرزند : 3
زندگینامه
نِمَر باقر النمر (زادهٔ ۲۱ ژوئن ۱۹۵۹ عوامیه – ۲ ژانویه ۲۰۱۶) یک فقیه شیعه عربستانی بود،که در پی اعتراضات شیعیان عربستان در سال ۲۰۱۲ بازداشت شد و در روز چهارشنبه ۱۶ اکتبر ۲۰۱۵ دادگاه جنایی عربستان سعودی به دلیل اقدام علیه امنیت ملی و محاربه، به «اعدام با شمشیر و به صلیب کشیده شدن در انظار عمومی» محکوم و در ۲ ژانویه ۲۰۱۶ اعدام شد. اعدام او سبب واکنش گستردهٔ منفی در منطقه و سازمانهای مستقل بینالمللی شد. روز یکشنبه ۲۵ اکتبر ۲۰۱۵، دادگاه عالی عربستان و محمد بن نایف ولیعهد سابق عربستان حکم اعدام سریع و بدون هشدار قبلی نمر را صادر کردند نمر باقر النمر از خاندان نمر بن عائد بن عصیفان است که چند قرن پیش از نجد به عوامیه مهاجرت کردهاست. محمد النمر از مجتهدان معروف این خاندان است باقر در سال ۱۳۷۹ قمری، مصادف با ۱۹۵۹ میلادی، در شهر «العوامیه» در شرق عربستان به دنیا آمد. همسر النمر منی الصفوانی کارمند اداره گذرنامه وابسته به وزارت کشور بود که حین درمان به خرج دولت در آمریکا درگذشت. او سه فرزند دارد که با برنامه بورسیه خادم الحرمین الشریفین در آمریکا مشغول به تحصیل در مهندسی مکانیک، داروسازی و حقوق هستند او تحصیلات مقدماتی خود را در شهر العوامیة به پایان رساند و در سال ۱۴۰۰ هجری قمری مصادف با ۱۹۸۹ میلادی به ایران مهاجرت کرد تا در تهران در حوزه علمیه به نام «حضرت قائم» حضور پیدا کند که در همان سال توسط سید محمدتقی مدرسی در تهران تأسیس شده بود. وی پس از ۱۰ سال تحصیل در آن حوزه به سوریه برگشت و در حوزه علمیه به نام « «حضرت زینب»» برای ادامه تحصیلات حوزوی و علوم دینی نام نوشت به تحصیل پرداخت. وی دوره کتابهای اصولی از جمله «اصول الفقه» محمدرضا مظفر، «رسائل» شیخ انصاری و «کفایة» آخوند خراسانی را گذراند و در فقه نیز «اللمعة الدمشقیة» نوشته شمس الدین محمد بن مکی، «جامع المدارک» سید احمد خوانساری، «مکاسب» شیخ انصاری و «مستمسک العروة الوثقی» سید محسن حکیم و دیگر کتابهای فقهی را مطالعه کرد.تعدادی از استادان وی در تهران و سوریه شامل: بحث خارج نزد سید محمدتقی مدرسی در تهران بحث خارج نزد سید عباس مدرسی در سوریه بحث خارج نزد محمد طاهر شبیری خاقانی در سوریه دروس عالیه نزد صاحب الصادق در تهران درس لمعه نزد وحید افغانی اخلاق نزد سید صادق شیرازی در قم وی اجازه تدریس در مراکز علوم دینی و مذهبی را پیدا کرد؛ و چند سالی اداره حوزه علمیه به نام «حضرت قائم» در تهران و سوریه را برعهده داشت و پس از بازگشت به عربستان مرکز مذهبی الإمام القائم را نیز در العوامیة تأسیس کرد*باقر از معروفترین مدرسان علوم مذهبی و دینی در حوزههای علمیه بود که در حوزههای علمیه ایران و سوریه به تدریس کتابهایی همچون کتاب «اللمعة الدمشقیة» و کتاب «جامع المدارک» و «مستمسک عروة الوثقی» و «الحلقات» سید محمدباقر صدر پرداختهاست. وی پس از بازگشت به عربستان، مرکز مذهبی «الإمام القائم» را در شهر العوامیه تأسیس کرد که سنگبنای «مرکز اسلامی» در سال ۱۴۲۲ هجری قمری مصادف با ۲۰۱۱ میلادی بود. نمر النمر که در شرق عربستان زندگی میکرد در سخنرانی خود در فوریهٔ سال ۲۰۰۹ به مقامات سعودی هشدار داد که اگر شأن و حیثیت ما به ما بازگردانده نشود، من شیعیان را به جدایی از عربستان فرا میخوانم. کرامت ما مهمتر از تمامیت کشور است. نمر در تابستان ۲۰۰۷ میلادی طرح دادخواست عزت و کرامت برای احقاق منصفانه حقوق شهروندان عربستان سعودی ارائه کرده بود.*وی در انتقاد از دولت عربستان در یک سخنرانی گفت: اگر یک کشور خارجی مسئول اعتراضهای شیعیان است، چرا به آن کشور حمله نمیکنید؟ چرا به ما بدبختها حمله میکنید؟ به مسئول اصلی و اگر منظورتان ایران است، به ایران حمله کنید و ببینید چقدر توانش را دارید؟ نخستین بازداشت نمر در مهٔ ۲۰۰۶ رخ داد. وی در بازگشت از بحرین و به دلیل مشارکت در همایشی بینالمللی دربارهٔ قرآن کریم از سوی نیروهای امنیتی رژیم سعودی بازداشت شد. در اتهام نمر چنین آمده بود: «وی از حکومت عربستان خواستهاست به وضعیت قبرستان بقیع رسیدگی کند، مذهب تشیع را به رسمیت بشناسد و شیوههای آموزشی و درسی کنونی حاکم بر عربستان را تغییر بدهد یا لغو کند.» بازداشت دوم در ۲۳ اوت ۲۰۰۸ میلادی رخ داد. نمر آل نمر در ۱۱ ژوئیه ۲۰۱۳ در اثر حملهٔ مسلحانهٔ نیروهای امنیتی دستگیر و به مکان نامعلومی انتقال داده شد.در نوامبر ۲۰۱۴، حکم اعدام نمر از جانب دادگاه ویژهٔ جزایی عربستان سعودی اعلام شد و وی، محکوم به مرگ از طریق گردن زدن با شمشیر شد*سخنرانی وی که به قولی همان موجب اعدامش گردید شامل مواردی است در آن از مرگ ولیعهد عربستان اظهار خوشحالی میکند: «قرآن کریم آیهای دارد که میگوید روزی که در آن مؤمنان خوشحال میشوند، ما چگونه از مرگ نایف (نایف بن عبدالعزیز، ولیعهد سابق عربستان) خوشحال نشویم. چگونه از مرگ کسی که فرزندانمان را به زندان برد خوشحال نشویم. کسی که باعث ایجاد رعب و وحشت شده بود چگونه از مرگش خوشحال نشویم. خدا را شکر میگوییم و انشاءالله که عمر همه آنها، آل سعود و آل خلیفه، یکی پس از دیگری گرفته شود» او در بخشی دیگر از سخنانش ملک سلمان را با یزید مقایسه و او را لعنت میکند: «یزید هم اگر بود همین سخنان ملک سلمان را میگفت و راه او را میرفت. این ملت ستم دیده تا اسقاط آل سعود از پای نخواهد نشست… ما مرغ و گوسفند ملک سلمان نیستیم که هر گونه بخواهد برای ما حکم کند … ما هرگز ساکت نخواهیم شد و از مقاومت خود دست نخواهیم کشید… خداوند ملک سلمان و یزید را لعنت کند»*در ۴ مارس ۲۰۱۵ دادگاه تجدید نظر وی را به اتهام «حمل سلاح، تحریک به اختلافات طایفهای و اطاعت نکردن از ولی امر» به اعدام محکوم کرد. دادگاه تجدید نظر، اتهامات مطرح شده علیه نمر با حکم صادر شده از سوی دادگاه پیشین وی (دادگاه بدوی) که «محاربه» بود را متناسب ندانست و اعلام کرد که «قتل تعزیری» یا همان اعدام با جرمهای ارتکابی از سوی متهم متناسب است. برادر نمر خبرهای منتشر شده مبنی بر اینکه حکم اعدام نمر النمر از سوی دادگاه تجدید نظر عربستان تأیید شده را تکذیب کرد. شهید نمر در بامداد روز شنبه ۱۲ دی ۱۳۹۴ برابر ۱۴۳۷ قمری برابر ۲ ژانویه ۲۰۱۶ اعدام شد. اعدام نمر واکنش منفی در ایران مقامات سیاسی و چهرههای برجستهٔ شیعی و مراجع تقلید داشت*در روز ۱۳ دی ۱۳۹۴، اعضای شورای اسلامی شهر تهران در پی اعدام نمر، خیابان بوستان در منطقه نیاوران را که سفارت عربستان سعودی در تهران در آنجا واقع شدهاست، را در روز بعد از اعدام وی، به نام «شیخ نمر باقر النمر» نامگذاری کردند. همچنین شورای اسلامی شهر مشهد، خیابان سجاد را که کنسولگری عریستان سعودی در آنجا واقع شدهاست را به نام نمر تغییر نام داد
خاطرات
محمد بن نایف شخصا بر روند شکنجه شیخ نمر در داخل زندانی در ریاض نظارت داشت. حضور وی مسئله را کاملا شخصی کرده بود. این منبع آگاه می گوید بن نایف وارد سلول شیخ می شد و سعی می کرد دیدگاه و مواضع او را نسبت به پدرش تغییر دهد و به نوعی با او سازش کند اما وقتی که شیخ حاضر به همکاری نشد، این مجرم با یک ابزار فلزی دندان شیخ را از ریشه درآورد.
وصیت نامه
-آیت الله شیخ نمر النمر پس از شنیدنِ تاییدیه حکم اعدام خود، گفته بود: خداوند به شما خبر خوش دهد. سایت آیت الله شیخ نمر باقر النمر، نوشت: “پس از سال ها بازداشت ظالمانه و محاکمه های صوری، دادگاه های سعودی، حکم اعدامِ شیخ را صادر کردند چرا که او خواهان احقاق حق در عربستان بود.” به گزارش شفقنا از العالم شیخ نمر، پس از شنیدن این حکم، نامه ای به مادرش نوشت، و ضمن سپاسگزاری از خداوند، تاکید کرده بود که تسلیم خواست خداست. متنِ نامۀ شیخِ شهید از این قرار است: “ام جعفر، مادرِ صبورم، خدا را در همه حال سپاس می گویم. خدا به خاطر هر آن چه برایمان نوشته است، شکر کن. آن چه خدا برای ما مقدر می دارد، از آن چه ما برای خود می خواهیم بهتر است؛ و آن چه او برای ما بر می گزیند، از آن چه ما برای خود اختیار می کنیم بهتر است. ما چیزی برای خودمان می خواهیم و خدا چیزی دیگر برای ما می خواهد، اما انتخابی که خداوند برای ما می کند، پسندیده تر است. ما وقتی چیزی را می خواهیم می گوییم خدایا، آن چه نزد تو بهتر است را برایمان مقدر کن. همه امور و خلایق، در قبضۀ خدای تبارک و تعالی هستند و هیچ کس نمی تواند بدون خواست خدا، قدم از قدم بردارد، هیچ چیزی از چشم خدا پنهان نمی ماند و هیچ کاری از حیطه ارادۀ خدا خارج نیست، بنابراین مادر، همین کفایت می کند. تا وقتی که همه امور، از چشم خدا پنهان نمی ماند و هیچ کاری از حیطه ارادۀ او خارج نیست، همین مساله، ما را بس است. تو را به خدا می سپارم و از او می خواهم تو را نگه دارد. خداحافظِ تو و همه. عزیزت، شیخ نمر النمر”
اهداف و سلوک
شیخ فقط می خواست تابوی آل سعود را بشکند و جرأت مخالفت با این رژیم را بین مردم زنده کند. ایشان به خوبی می دانست که رسوایی ها و زشتکاریهای این خاندان بسیار بیشتر از آن است که بتوانند بر آن سرپوش بگذارند. لذا هر کلامی هر قدر کوچک و هر موضعی هر قدر مختصر، می تواند آنها را رسوا کند زیرا اعتماد و محبت مردم به شیخشان همچون سلاحی این کلام کوچک را تقویت می کرد***فرزند محله عوامیه شجاعت کلام و عمل را با هم داشت. او در چشم مریدانش، رهبری نبود که فقط به ارشاد فرهنگی و سیاسی از پشت منبر یا با قلم یا از ورای صفحه تلوزیون بسنده کند. شیخ نمر با آن قامت بلند و حرکات سریعش - که از ویژگی های مشخص او بودند – در تظاهرات شرکت می کرد، در مراسم تشییع شهدا حاضر می شد و به دیدار خانواده شهدا می شتافت. شیخ نمر برای احقاق حقوق مظلومان به پا خواست و صدای صاف و رسایش با آن خطبه های مسحور کننده به گوش همه مردم می رسید. قامت کشیده شیخ نمر، خاطره روزهای قیام 1400 (1979) را برای نسل قدیم این محله زنده می کرد و یادآور روزهایی بود که شیخ نمر با همین قامت بلند در صف اول انقلابیون حرکت می کرد. و باز همین شیخ جلودار بود که اصرار داشت در تظاهرات 2011 پیشاپیش انقلابیون در صف اول با شجاعت هر چه تمامتر در مقابل زرهپوشهای آل سعود بایستد. شجاعت او فقط برآمده از ریشه های نجدی او نبود بلکه خاندان او ید طولایی در مبارزه با استعمار انگلیس داشتند. از قیام 1979 تا 2011 با وجود یک دوره مصالحه در بین این دو تاریخ در سال 1993، چهره انقلابی هیچ تغییری نکرد. گو اینکه رهبر جنبش الطلایع این مصالحه را رد کرده و حاضر نشد در هیچ یک از مجالس آل سعود زیر سایه بیعت با سلاطین آن حضور یابد.***آخرین تصویر از چهره شیخ نمر را هیچ کس ندید حتی به خانواده اش اجازه ندادند با او خداحافظی کنند. به راحتی می توان این چهره را تصور کرد. در طول سالهای گذشته هیچ تغییری نکرده بود. چشمانش به روی جلاد آل سعود باز بود در حالی که واپسین کلمات از ادبیات عاشورا را که دائما بر منبر مسجد عوامیه زمزمه می کرد بر لب داشت: تو فقط سر خود را جدا کردی .... و نابودی خود را جلو انداختی.









