
شهید شیخ نمر باقر النمر
۱۴۰۱-۱۰-۱۸
شهید ابوالقاسم فردوسی
۱۴۰۱-۱۱-۰۵شهید سیّد حسن مدرّس
شهید سیّد حسن مدرّس
محل تولّد : ; زواره
محل شهادت : کاشمر
تاریخ تولّد : 1249
تاریخ شهادت : 1316/09/10
نوع شهادت : شهید را ابتدا مسموم و سپس خفه کردند
محل دفن : کاشمر
تعداد فرزند : 4
زندگینامه
آیتالله سیدحسن مدرس در سال ۱۳۸۷ (قمری) در سرابه اردستان به دنیا آمد. او تحصیل خود را در علوم اسلامی در اصفهان، سامرا و نجف نزد میرازی شیرازی و دیگران تا درجه اجتهاد ادامه داد؛ آنگاه به اصفهان بازگشت و مشغول تدریس فقه و اصول شد. فعالیت سیاسی او با عضویت در انجمن ایالتی اصفهان آغاز شد. در ۱۲۸۹ همزمان با تشکیل دوره دوم مجلس شورای ملی که پس از استبداد صغیر برپا شد، آیتالله سیدحسن مدرس از سوی آخوند خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی بهعنوان یکی از مجتهدان طراز اول به مجلس شورای ملی معرفی گردید و از سوی مجلس نیز پذیرفته شد. وی در دوره سوم نیز از طرف مردم تهران به نمایندگی انتخاب شد؛ ولی این مجلس به علت فشار خارجی و آغاز جنگ جهانی اول یکسال بیشتر دوم نیاورد. در ۱۳۳۲ (قمری) که جنگ جهانی اول شروع شد، دولت ایران رسماً اعلام بیطرفی کرد، اما نیروهای روسیه، انگلیس و عثمانی، بدون توجه به این بیطرفی وارد کشور شدند به درگیری با یکدیگر پرداختند. در ۱۳۳۴ (قمری) بیست و هفت نفر از نمایندگان مجلس و گروهی از رجال سیاسی و مردم عادی به منظور مقابله با تجاوزات روس و انگلیس به ایران، به طرف قم حرکت کردند و در آن شهر «کمیته دفاع ملی» را تشکیل دادند و یک هیأت ۴ نفری را برای اداره امور برگزیدند که آیتالله سیدحسن مدرس یکی از آنان بود. در ۱۳۳۷ (قمری)، وثوقالدوله قرارداد ۱۹۱۹ را با انگلستان منعقد کرد که براساس آن اختیار امور مالی و نظامی دولت ایران در دست مستشاران انگلیسی قرار میگرفت. وثوقالدوله تصمیم داشت تا این قرارداد را در مجلس به وسیله طرفداران و دست نشاندگان خود به تصویب برساند؛ اما براثر مخالفتهای آیتالله سیدحسن مدرس در مجلس و افکار عمومی، مجلس قرارداد مذکور را رد کرد و وثوقالدوله به ناچار از کار برکنار گردید. پس از کودتای ۳ اسفند ۱۲۹۹ که توسط رضاخان و سید ضیاءالدین طباطبایی صورت گرفت، بسیاری از آزادیخواهان دستگیر شدند. از جمله آنان آیتالله سیدحسن مدرس بود که به قزوین تبعید و در آنجا زندانی شد. وی بیش از ۳ماه در حبس بود و پس از عزل سید ضیاء آزاد شد پس از آزادی به نمایندگی مردم تهران در مجلس چهارم انتخاب شد و به عنوان نایب رییس مجلس و رهبری اکثریت مجلس برگزیده شد. دوره پنجم مجلس در ۱۳۰۲ افتتاح شد و در این دوران پر اهمیت تاریخ مشروطه که با تغییر سلسله قاجاریه و روی کار آمدن رضاخان همراه بود، آیتالله سیدحسن مدرس رهبری اقلیت مجلس را بر عهده داشت. یکی از وقاع مهم مجلس پنجم استیضاح رضاخان، سرانجام در روز ۷ مرداد ۱۳۰۴، آیتالله سیدحسن مدرس به همراه شش تن دیگر از نمایندگان مخالف بود که رضاخان رئیسالوزراء را به دلیل سوء سیاست داخلی و خارجی، قیام و اقدام بر ضد قانون اساسی و حکومت مشروطه استیضاح نمودند. اما، رضاخان توانست مقدمات تصویب انقراض قاجاریه را فراهم کند و در تاریخ ۹ آبان ۱۳۰۴ این کار را عملی کرد و خود به پادشاهی ایران رسید. رضاخان در طی برگزاری انتخابات مجلس هفتم، اجازه نداد آیتالله سیدحسن مدرس به مجلس راه یابد و سپس در ۱۶ مهر ۱۳۰۷ دستگیر و به دامغان و مشهد و سپس به خواف تبعید کرد. آیتالله سیدحسن مدرس ۷ سال در خواف توسط مأموران تحت نظر بود و در ۲۲ مهر ۱۳۱۶ از خواف به کاشمر منتقل شد. در این زمان رضاخان دستور قتل آیتالله سیدحسن مدرس را به رئیس شهربانی کاشمر داد ولی او به این کار تن نداد و در نتیجه این مأموریت به جهانسوزی، متوفیان و خلج واگذار شد. آنها در شب ۱۰ آذر ۱۳۱۶ برابر با ۲۷ رمضان ۱۳۵۶ (قمری) او را شهید کردند و جنازه را خاک کردند. قبر آیتالله سیدحسن مدرس پس از شهریور ۱۳۲۰ و خروج رضاخان از ایران، توسط اهالی محل مشخص گردید.
خاطرات
مدرس مردی بسیار سختکوش و پیگیر بود. مأیوس نمی شد و دست از مقاومت نمی کشید. حتی پیروزی رضا شاه هم او را مرعوب نکرد و پیوسته به شکل علنی اعلام می کرد که با حکومت او از اساس مخالف است. روزی که رضاخان یقه این پیر خسته را گرفت و او را با خشم به کنج دیوار کشید و فریاد زد، «سید! آخر تو از جان من چه می خواهی؟»، مرحوم مدرس بی آنکه ذره ای ترس به دل راه بدهد، با لهجه شیرین اصفهانی جواب داد، «می خواهم که تو نباشی! » ***شاهزاده فرمانفرما به وسیله یکی از محارم خود پیغام می دهدکه به آقای مدرس بگویند این قدر پا روی دم من نگذارد. وقتی این پیغام به مدرس می رسد، می گوید، «به شاهزاده بگویید مدرس گفت، من هرجا پا بگذارم دم حضرت والاست. مرا در این امر تقصیری نیست.»***
وصیت نامه
وصيتنامه شهيد آيت الله مدرس خطاب به مرحوم ملاحيدر علي، شوهر خواهر خويش است كه در آن، وي را در زمان حيات و ممات به عنوان وصي خويش تعيين نموده و حل و فصل امور شخصي و خانوادگي خود را به او واگذار كرده اند.بسم الله الرحمن الرحيم جناب مستطاب آقاي ملا حيدر علي كليه امورات حقير و حياً و ميتاً واگذار به شماست. از دخل و خرج...... اجازه و مخارج عيالات هم به ما خبر بدهيد. آنچه دخل است از اسباب و زراعت بايد تحويل به شما داده شود و مخارج عيالات تخميناً غير از نان، ماهي دو تومان است. اطفال را تربيت نماييد به مكتب بروند. كمال مواظبت را داشته باشيد. از عيالات راضي نيستم اگر سر مويي از اطاعت شما بيرون بروند. اگر زياد خرج كردند قبول نكنيد. تمام مطالبات حقير بايد به شما برسد. تمام ديون را بايد شما بدهيد. وصيت بعد از مردن من اين است خانه ساخته مال سيد اسماعيل و خديجه بيگم چهار دانگ و دودانگ با يكديگر بسازند. اگر يكي از آنها ناسازگاري نمود، ديگري قسمت او را به قيمت عادلانه بخرد. شتر خوان و كاروانسرا مال عبدالباقي والده او و چهار دانگ و مال عبدالباقي دو دانگ. مال والده اش از بابت حق يكصد تومان نقد اول زمان امكان از بابت حق جهيزيه و خانه به فاطمه بيگيم بدهيد. اگر زود فراهم آمد با اطلاع حاج باقر به كسي بدهيد معامله شرعيه تا بلوغ .اگر چيز ديگر وقت موت باشد هم به عنوان ارث برند. از آنچه نوشتم تخلف نشود. همه را به خداوند متعال واگذار نمودم. 19شهر ذي الحج الحرام1328
اهداف و سلوک
.............................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................









