
شهید اسماعیل خان زاده
۱۴۰۱-۱۱-۰۵
شهید مصطفی نبی لو
۱۴۰۱-۱۱-۰۵شهید مهدی عسگری
شهید مهدی عسگری
محل تولّد : تهران
محل شهادت : حلب
تاریخ تولّد : 1369/06/08
تاریخ شهادت : 1394/08/21
نوع شهادت : اصابت توپ ۲۳ میلی متری و اصابت ۵ تیر از آن
محل دفن : بهشت زهرا (س) قطعه 26 ردیف 79 شماره 19
تعداد فرزند : 0
زندگینامه
شهید مسعود عسگری: ✅متولد ۶۹/۰۶/۰۸تهران فرزند دوم خانواده مجرد ✅شهید عسگری در رشته الکترونیک و حقوق مشغول به تحصیل بود که هر دو را به دلیل علاقه فراوان به پرواز و خلبانی نیمه کاره رها کرد. ✅ فعالیت ها، آموزش ها و مهارت ها : ▫️استاد خلبان هواپیمای فوق سبک ▫️استاد کار و نجات در ارتفاع ▫️غواص سه ستاره بین المللی ▫️صخره نورد ▫️چترباز سقوط آزاد ▫️خلبان پاراگلایدر ▫️ورزش های رزمی(کیک بوکسینک، هاپکیدو، پارکو) ▫️آموزش دیده دوره های اسکورت ▫️رهایی گروگان ▫️تک تیرانداز ▫️حفاظت شخصیت ▫️عملیات ویژه ▫️مهارت در انجام حرکات آکروباتیک با دوچرخه ▫️راننده حرفه ای انواع موتور سیکلت و خودرو ▫️رزم در محیط های ویژه ▫️مهندسی تخریب ▫️جنگ شهری ▫️محافظ دانشمندان هسته ای ▫️مدیر آموزش شرکت خصوصی کار دراتفاع شهید عسگری رشته خلبانی فوق سبک را به طور حرفه ای دنبال می کرده و در اکثر رشته های ذکر شده مدارج عالی را کسب نمود.✅مداح مورد علاقه: در شب های محرم در هیئت کربلایی حسن حسین خانی بود و در شبهای ماه مبارک رمضان او را در هیئت حاج منصور می یافتی که برادر کوچکتر خود را نیز به همراه می برد. ✅اعزام به سوریه: بصورت داوطلبانه و ادای تکلیف ✅سمت سازمانی : خلبان هواپیمای شناسایی و پشتیبانی مسئولیت در رزم : فرمانده دسته تکاوران همرزم و فرمانده تکاوران شهید احمد اعطایی، سید مصطفی موسوی و محمد رضا دهقان در یگان فاتحین بود که همگی در روز بیست و یک آبان نود و چهار به شهادت رسیدند و به شهدای اربعه حلب معروف شدند.***نحوه شهادت : طی یک عملیات شهر الحاضر توسط رزمندگان گردان خط شکن حیدر کرار فتح شد و ما مشغول تثبیت مواضع و گشت زنی داخل شهر بودیم که خبر رسید دشمن پاتک زده و باید به شهر العیس بریم. وقتی به شهر العیس رسیدیم نزدیک غروب آفتاب بود که بعد از هماهنگی و طبق دستورات ابلاغ شده وارد شهر العیس شدیم. در ورودی شهر وقتی ستون وارد شهر شد در یک درگیری نزدیک و نابرابر با اصابت مستقیم تیر توپ ۲۳ میلی متری ، چهار نفر از بسیجیان گردان حیدر کرار به ترتیب : شهید مسعود عسگری(با اصابت پنج تیر) شهید محمدرضا دهقان امیری ، شهید سید مصطفی موسوی شهید احمد اعطایی در اولین شب ماه صفر۱۴۳۷ قمری به هنگام نماز مغرب با خون خود وضو گرفتند و به دیدار اربابشان حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام شتافتند. روز بازگشت پیکر ایشان به ایران۹۴/۰۸/۲۲ ، روز تشییع ۹۴/۰۸/۲۴ می باشد که در قطعه ۲۶ ردیف ۷۹ شماره ۱۹ آرمیده است.
خاطرات
خاطرات مادر شهید: «زهرا نبی لو» مادر شهید مدافع حرم «مسعود عسگری» اظهار داشت: مسعود از کودکی در یک کلام زبل خان بود. در کارهای منزل کمک میکرد. از همان کودکی اگر مهمان داشتیم، تمام کارهای پذیرایی با پسرها بود. نه تنها در منزل خود، بلکه در مهمانیها هم کمک میکرد. وی بسیار با بصیرت بود و اتفاقات پیرامون خود را رصد میکرد. فرزندم در تمام مسایل آگاهی داشت. وی افزود: مسعود علاقهمند بود که در تمام حرفهها مهارت کسب کند. به خاطر دارم یک مرتبه گوشی تلفن همراه خود را درحالیکه تازه خریده بود، با نصف قیمت به فروش رساند تا هزینه لازم جهت آموزش سقوط آزاد را فراهم کند. با اینکه درآمد داشت، اما اگر برای مهارتی، نیاز مالی داشت؛ به راحتی از داشتههای خود میگذشت تا آن مهارت را بیآموزد.***مادر شهید گفت: پیش از آنکه مسعود به سن تکلیف برسد، روزه میگرفت. از زمانیکه بچهها روزه میگرفتند، شبها را بیدار میماندم تا برای سحری غذای تازه داشته باشیم. پسرم اکثر شبهای ماه مبارک رمضان را در مسجد ارگ تهران سپری میکرد و اصرار داشت که من هم بروم. میگفتم، «مسعود جان من با وضعیت جسمی و کمردرد نمیتوانم بیآیم.»، اما بهانه بود، میخواستم در خانه بمانم تا سحری آماده کنم. مسعود میگفت، «مامان صندلی تهیه میکنم تا تکیه بدهید، شما فقط بیا.» هیچگاه نشد که همراه وی بروم؛ و حالا اجابت این دعوت تبدیل به یک حسرت بزرگ در زندگی من شده است. مادر شهید عسگری بیان کرد: معمولا مسعود هر مراسمی که میرفت به من اصرار میکرد که همراه وی بروم. بسیار مسیولیت پذیر بود. اگر شبهای محرم یا ... مراسمی میرفتم، میگفت، «مادر نگران نباش، من میآیم دنبالتان؛ شما هرکجا دوست دارید، بروید.»***مادر در خصوص خاطرات آخرین ماه رمضانی که مسعود در خانواده حضور داشت، تصریح کرد: یکی از روزهای ماه مبارک رمضان سال ۱۳۹۴ مسعود پس از خوردن سحری به پارکینگ رفت و تا افطار مشغول تمیز کردن آن شد. پارکینگ مثل سمساری بود، مسعود تمام وسایلها را از پارکینگ به انباری پشتبام منتقل کرد. تنها با زبان روزه چندین مرتبه این پنج طبقه را طی کرد. ما برای مراسم ختم یکی از اقوام دعوت بودیم. به مسعود گفتم، «مسعود جان خورشت را گذاشتهام، اگر توانستی برنج را شما بگذار» زمانیکه برگشتیم نزدیک افطار بود. هم پارکینگ تمیز شده بود و هم غذا آماده بود. حتی برگهای درختان حیاط را تمیز کرده بود و شیشههای پارکینگ را پاک کرده بود تا جای قطرات آب روی آن نمانده باشد. با وجود خستگی بسیار، آن شب نیز مسجد ارگ مسعود ترک نشد. مادر افزود: ما در خانواده رسم داریم، هر هفته در منزل یکی از اقوام جمع شده و قرآن بخوانیم. سال ۱۳۹۴ منزل خواهرم بودیم. سر سفره افطار همه از کوچکترین عضو خانواده تا بزرگترین آنها یک دعا کرده و همه آمین میگویند. آن شب مسعود برای اولین مرتبه در حضور جمع، آرزوی شهادت کرد و همه آمین گفتند. تعجب کردم، مسعود پسر توداری بود. با وجود مهارتهای گوناگونی همچون «خلبانی»، «پاراگلایدر»، «غواصی»، «سقوط آزاد»، «چتربازی»، «کوهنوردی» و... که داشت، هیچکس از آنها اطلاعی نداشت. نمیدانستم چه طور سکوت خود را شکسته بود. پس از افطار برادرم گفت، «خواهر، دیدی مسعود چه دعایی کرد؟!» گفتم، «الحمدلله، خیلی خوشحال شدم.» مسعود سه ماه پس از این رویداد به آرزوی خود رسید.***مادر شهید در خصوص خاطرات روزی که خبر شهادت فرزندش را به وی گفتند، ادامه داد: منزل ما کوچک است. زمانیکه مسعود به شهادت رسید، جمعیت بسیاری آمده بود. برادرم نگران شد. ناگهان به یاد آوردم، مسعود پارکینگ را تمیز کرده بود. به برادرم گفتم، «مسعود میدانست شهید میشود. خودش پارکینگ را آماده کرده است. فقط یک جارو زده و فرشها را در پارکینگ بیاندازید.» در کمتر از یک ربع همه جمعیت در پارکینگ نشسته بودند.
وصیت نامه
یه روز با مسعود در مورد گناه کردن افراد و مکروه بودن یا یه سری کارا که وجهه اونا تو جامعه خوب نیست صحبت میکردیم. مسعود می گفت: ما نباید به گناه نزدیک بشیم و باید برای خودمون ترمز بذاریم. اگه بگیم فلان کار که به گناه نزدیکه ولی حروم نیست رو انجام بدیم تا گناه فاصله ای نداریم. پس باید برای خودمون چند تا ترمز و عقب گرد موقع نزدیک شدن به گناه بذاریم تا به راحتی مرتکب گناه نشیم...
اهداف و سلوک
✅ صفات بارز اخلاقی: انجام کارها با ایمان و اعتقاد ، مومن ، متعهد و متخصص ، باهوش ، کنجکاو ، خوش رو ،شوخ طبع ، ورزشکار ، شجاع ، کم حرف و بی ادعا ، صبور ، آرام ، متبسم ، شاد ، ***مادر شهید از ویژگی های شهید را که باعث شهادتش شد چنین می گوید : مسعود بسیار بخشنده و ایثارگر بود، حتی از جان خود برای دیگران میگذشت. اگر کسی از وی چیزی را طلب میکرد، دریغ نمیکرد؛ آن را هدیه میداد؛ حتی اگر خود به آن احتیاج داشت. به همه کمک میکرد، اما هیچگاه از هیچ انسانی کمک نمیخواست تا برای کسی زحمتی ایجاد نکند.









